قبر امام مجتبی

غریبی ات دلسوز است...

کریمی ات فراوان....

تو از سرچشمه مهربانی ....

سخاوتت را از زهرا به ارث داری حسن....

غریبی ات جانگداز است....

در راه مشهدم....که به سوگ بنشینم نبودن مهربانانه ات را در سرزمین بودنم...

بقیع ات بوی دلتنگی را گر گرفته ....

شفاعتمان کن ....مظلوم زهرا ....... یاحسن...




      

اربعین که می‏آید، باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم‏ها و نمازهای نشسته‏ای که هنوز او را به یاد دارند.
اربعین می‏آید؛ اما تلاوت زیبایی را تنها در چشمان زینب علیهاالسلام باید جست. اربعین می‏شکفد و نام زینب گل می‏کند. زینب از آن چه یزیدیان شرم‏زده هراس داشتند هم بالاتر بود. زینب علیهاالسلام ، با خطبه‏ای از غربت در میان هلهله زنان شام، گل گریه کاشت.
اربعین است و کاروان تأثیرگذار عشق آمده است. فرزند مکه و منا ـ زین‏العباد ـ آمده است؛ پیک انقلاب‏گر، برای شامیانی آمده است که دل‏هاشان از بنای مسجد دمشق هم سخت‏تر بود.
اربعین آمده است؛ همراه سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی.
چهل روز پیش ...
چهل روز از اشک‏های کربلا می‏گذرد؛ قطراتی که حاوی پیام فتح‏اند و دلاورمردی. امروز «جابر» و «عطیه» خود را به مدفن حنجره آزادگی رسانده‏اند.
در چهلمین روز، تنها چیزی که برای همه تداعی می‏شود، حدیث خون و پیروزی است




      

دانشگاه

گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ از سال 87 که ایده لباس فرم دانشجویی ارائه شد تا کنون، دانشجویان زیادی مانند مسئولان مخالفت و موافقت خود را با این طرح ابراز کرده اند. موافقان معتقدند که دانشگاه ها به سالن مد تبدیل شده است و باید فکری به حال آن کرد و مخالفان می گویند مگر دانشگاه پادگان است که بشود برایش لباس فرم در نظر گرفت! این ایده ابتدا توسط خودِ دانشگاهیان، به دلیل وضع نامناسب برخی از دانشجویان ارائه شد و اجرای آن نوید درست شدن اوضاع را می داد. این ایده ابتدا طرحی خوب و قابل اعتنا به نظر می رسید و مخالفت جدی با آن صورت نگرفت، اما رفته رفته، همراه شدن آن با بحث ممنوعیت اختلاط دانشجویان دختر و پسر و حتی اسلامی شدن دانشگاه ها و جداسازی کلاس ها، موجب اعتراضاتی شد و حتی برخی دانشجویان در دانشگاه های مختلف، اعتراض خود را در قالب تجمع به گوش مسئولان فرهنگی رساندند.  از اآن طرف هم بودند ادامه مطلب...


      

عباس (ع)

 عباس ...هنوز هم که علمداری می کنی ....حتی با دست بریده...من می دانم تو با این چیزها جان ندادی ...من جان دادنت را کنار فرات دیدم...همانجا که مشکت را زدند...یاد رقیه ک افتادی و لب های علی ...چقدر برادر گفت نرو...نرو عباس...دنیا رو سرم می ریزد نرو...پهلوانم زانو نزن...انقدر روی خاک بازو نزن...چه شدی عباس ...چه شدی ...من خودت را می خواهم ...مشک خالی را رو مزن عباس ...وای عباس ..عباس ...عباس...نگاهت  به مشک آتش به دلت می زد... 




      

گوهر کمال

انسان موجودی متفکر در چرخه هستی است که نظام فکری متناسب با اهداف آفرینش و جهان بینی خود را دارد و رفتارها و دیدگاههای او برگرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانی نیز شکل گرفته از انسان های هدفمند است که در سایه باورها و دانسته های خویش گام هایی جهت رسیدن به هدف و مطلوب خود برمی دارند. نگرش چه مثبت باشد و چه منفی، هدایتگر منش و روش انسان است. در نتیجه افرادی که نگرش مثبت و جهان بینی استوار بر معارف الهی دارند، به سوی رشد و تکامل گام برمی دارند اما آنان که گرفتار نگرش های الحادی و غیر الهی هستند، براساس نگرش خود، در پرتگاه گمراهی سقوط خواهند کرد.

ادامه مطلب...


      
<   <<   51   52   53   54   55   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ اگر من ...