جنس اظهارات روحانی در جلسه دیروز از جنس همان اظهاراتی بود که ظریف در رابطه با توان موشکی ایران بدون علم و اطلاع ایراد کرده بود.

 

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ مصطفی احمدی روشن که شهید شد، رهبر معظم انقلاب در بخشی از پیام تسلیت شهادت این نخبه و دانشمند هسته ای فرمودند: «رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید.»

 

تاکید بر پیشرفت کشور و نگاه به داخل همواره از سوی دلسوزان اسلام و انقلاب مطرح شده است. رویکردی که این روزها برخی با استدلال های ضعیف به آن حمله می کنند.

 

سخنان احمد شیرزاد و صادق زیباکلام در دانشگاه تهران که گفته بودند «هزینه انرژی هسته ای از مزایای آن بیشتر است» نیز از این جنس بود. سخنانی که استدلال شاه قاجار در به یغما دادن نفت کشور در سالهای دور را به ذهن متبادر می کند.

 

اگر چه اظهارات دیروز حسن روحانی، رییس جمهور که با تناقضی چندباره و در بی اعتنایی به مسئله اقتصاد مقاومتی و پیشرفت درونزا مطرح شد واکنش های بسیاری را در پی داشت، اما به نظر می رسد همه مشکلات و سررشته همه این اظهار نظرهای سیاسی عدم توجه به پیشرفت از منظر انقلاب اسلامی و تاکید بر نگاه توسعه گرایانه غربی است.

 

« آرمان ما به سانتریفیوژ وصل نیست بلکه به قلب و اراده ما وصل است؛ اگر از آن طرف ما شفافیت بیشتری نشان دهیم و فلان غنی سازی که به آن نیاز نداریم متوقف کنیم یعنی آرمان ما رفت؟»

 

این جملات روز گذشته در حالی از زبان روحانی بیان شد که بیش از نتیجه یکسال شفاف سازی، محدودیت غنی سازی و چرخاندن پاشنه در تاسیسات هسته ای به خواست آمریکا و متحدانش، نه تنها از شدت تحریم ها نکاست بلکه با تصویب تحریمهای جدید که به تایید وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز رسید، خلاف آنچه روحانی ادعا کرده بود را نشان داد.

 

درک رییس جمهور محترم از مفهوم پیشرفت و توسعه و نگاهی تاسف بار به مسئله انرژی هسته ای در حالی است که این فرآیند علمی، علاوه بر تاییدات رهبر معظم انقلاب فواید فراوانی طی سالهای گذشته برای کشور داشته است و بسیاری از دستاوردهای نوین جمهوری اسلامی در عرصه هسته ای دیگران را نیز خیره کرده است.

 

اگرچه همانطور که در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت شهید احمدی روشن آمده است، حرکت پیشرفت علمی کشور و انرژی هسته ای برخاسته از عزم خلل ناپذیر ملی است و قائم به هیچ فردی نیست، اما از رییس جمهور کشور انتظار می رود تا با تفکیک مدلهای نظری پیشرفت و تجویز و پیشنهاد نسخه بومی و درونزای آن اظهار نظر کند.

 

جنس اظهارات روحانی در جلسه دیروز از جنس همان اظهاراتی بود که ظریف در رابطه با توان موشکی ایران بدون علم و اطلاع ایراد کرده بود.

 

نگاه عزتمندانه کشور و مردم به مسئله توسعه در دوازده سال گذشته گره های بسیاری از کشور گشوده است. با این حال گویا برخی از مسئولین از درک این قدرت روزافزون که برخاسته از عزمی ملی است، عاجزند.

 

واقعیت دیگری که جای بحث دارد این است که آیا آرمانخواه تر از شهدای هسته ای می شناسیم؟ شهید شهریاری که با تمام «قلب» و «اراده» اش برای تولید سوخت بیست درصدی تلاش کرد تا مردم در مقابل بیگانه دست دراز نکنند آرمانخواه تر است یا مشاور آقای رییس جمهور که برای ویزای دانمارک دست و پا می زند و یا مشاور دیگری که با توهین به مردم ایران توان کشور را در تولید قرمه سبزی و آبگوشت بزباش خلاصه می کند؟

 

در این میان به نظر می رسد روحانی با این اظهارات سعی دارد ناکامی دولتش در رسیدن به وعده های خود در پیام های تبلیغاتی را توجیه کند. 18 ماه از آغاز به کار این دولت می گذرد اما کمترین شعارهای روحانی نیز تحقق نیافته است.

 

در روزهای ادعای «آشتی با دنیا» بیش از یکسال است که ایران در سازمان ملل نماینده ندارد، تحریم ها روی تحریم ها سوار می شوند و عربستان با کم و زیاد کردن قیمت نفت، دولت روحانی را که اقتصادخود را نفتی بسته است، با تهدید جدی مواجه می کند. هتک حرمت به مردم ایران نیز از روز آغاز بکار روحانی افزایش یافته است. با این روند هنوز روحانی چشم به آنطرف آب دوخته است




      

دانشگاه آزاد کنسرت رقص برگزار می‌کند؟!

تسنیم: دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز اعلام کرده است که فردا یکشنبه کنسرت رقص و موسیقی برگزار خواهد کرد. برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی یک نهاد رسمی اعلام می‌کند که کنسرتی به منظور رقص برگزار خواهد کرد. بر اساس آنچه در سایت بلیط‌فروشی این کنسرت اعلام شده، گروهی موسوم به «ژوانا و هرنگ» کنسرت "بیاد ماندنی" "رقص" و "موسیقی" ویژه خانم‌ها برگزار خواهد کرد.

 

بر اساس اعلام این گروه، قیمت بلیط کنسرت مذکور، 50 هزار تومان بوده که با 50% تخفیف، 25 هزار تومان به فروش می‌رود. طبق اعلام گروه فوق‌الذکر، کنسرت رقص و موسیقی در آدرس "تهران-تقاطع خیابان انقلاب و فلسطین شمالی، دانشکده هنر و معماری، سالن 107" برگزار خواهد شد. 

 

خبرنگار خبرگزاری تسنیم برای اطمینان از صحت آدرس اعلامی برای این کنسرت عجیب، با دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تماس گرفت که بر اساس آن مسئولان دانشگاه برگزاری چنین کنسرتی را در این دانشکده تایید کردند.

 

 

این برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی است که چنین مراسمی در یک ارگان رسمی برگزار می‌شود. اقدامات و سوگیری‌های فرهنگی دانشگاه آزاد سالهاست با انتقاد شدید منتقدان روبرو بوده است. بسیاری از منتقدان علاوه بر اعتراض به مدیریت کلان دانشگاه آزاد در چند دهه گذشته، رویکردهای فرهنگی این دانشگاه را در بسیاری از موارد مغایر با فرهنگ و آداب ایرانی اسلامی توصیف می‌کنند. هفته گذشته، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها نیز خواستار تجدیدنظر در شیوه مدیریتی دانشگاه آزاد شده بود.

 

 

برگزاری کنسرت خاص در واحد نهران مرکزی دانشگاه آزاد کذب محض است/ حق شکایت محفوظ است!

روابط عمومی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، توضیحاتی درباره این خبر منتشر کرده است: خبر منتشر شده در خبرگزاری تسنیم پیرامون برگزاری کنسرت خاص در واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی کذب محض بوده و این دانشگاه ضمن رد محتوای خبر منتشر شده، حق شکایت از این خبرگزاری را برای خود محفوظ می داند. دکتر حسین زاده لطفی ریاست واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاداسلامی، ضمن تکذیب خبر منتشر شده در خبرگزاری تسنیم، این اقدام را وهن دانشگاه و دانشگاهیان و تشویش کننده اذهان عمومی برشمرد و افزود: برگزاری هرگونه کنسرت موسیقی به طور حتم باید در جلسات هیات رئیسه یا شورای فرهنگی و یا شورای دانشگاه بررسی و مجوز آن صادر شود که تا به امروز در هیچکدام از این جلسات چنین موضوعی مطرح نشده است و خبر برگزاری چنین کنسرتی از اساس کذب و غیر واقعی است.

 

حسین زاده لطفی تاکید کرد: به طور حتم خبرگزاری تسنیم با اغراض خاص خبر مذکور را منتشر کرده چرا که اصول حرفه ای ایجاب می کند این خبرگزاری قبل از درج هر گونه خبری صحت آن را از مراجع معتبر و در این خصوص روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز استعلام گرفته و با اطمینان از واقعی بودن این خبر به درج و انتشار آن اقدام کند.

 

وی در پایان اظهار داشت: صیانت از ارزش ها و اعتقادات اسلامی از اصول غیرقابل انکار و جزء جدایی ناپذیر مجموعه دانشگاه آزاد اسلامی بوده و تا به امروز چنین برنامه هایی در این واحد دانشگاهی برگزار نشده و به طور حتم در آینده نیز برگزار نخواهد شد.




      

 

 

 

البته این مراسم اصلا از آن ژست های عجیب و غریب روشنفکری که در این یکی دو ساله و برای یادبود برخی هنرمندان مُد شده نداشت! نه کسی سوت و کف زد نه کسی روسری از سر برداشت. اتفاقا بابای مرتضی برایش روضه اباعبدالله را خواند و خیلی ها را گریاند. یعنی آن قدر "مردم" در این مراسم حضور داشتند که تشییع مرتضی را واقعی، پر تاثر و به دور از فضاهای روشنفکر نما ساخته بودند. مردم ناراحت بودند از پر کشیدن خواننده ای جوان که یک سال و نیم در آتش سرطان سوخته بود... 

 

 در روزی که مرکز شهر تهران از ابتدای صبح یکی از شلوغ ترین و پرجمعیت ترین روزهای خود را آغاز کرده بود و در حالی به خاطر سیل هواداران مرتضی پاشایی تمام خیابان های اطراف تالار وحدت حدود دو ساعت کاملا بسته شده بود، پیکر این خواننده جوان کشور با حضور هزاران نفر از هوادارانش تشییع شد. در این مراسم که به خاطر حجم بسیار بالای جمعیت بسیار کوتاه و مختصر برگزار شد، بسیاری از بزرگان دنیای فرهنگ و هنر کشور حضور داشتند. به جرأت می توان گفت مراسم تشییع پیکر پاشایی، پر جمعیت ترین و باشکوه ترین مراسمی بود که تا به حال برای درگذشت یک هنرمند برگزار شده بود.

 

بر این اساس، در ابتدای این مراسم که با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شده بود، عباس سجادی مجری این مراسم، پیام تسلیت علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را قرائت کرد. سپس علی مرادخانی معاون وزیرارشاد بعنوان سخنران پشت میکروفون حاضر شد و با اشاره به حجم گسترده جوانان در این مراسم، حضور اقشار مختلف هنری کشور در تالار وحدت را نشانه همبستگی جامعه هنری دانست و تاکید کرد ما امروز به دنیا نشان می‌دهیم که برای ستاره‌هایمان چقدر ارج می‌نهیم.

 محمد علیزاده، دوست صمیمی پاشایی و خواننده جوان کشور نیز با ذکر خاطراتی از مرتضی پاشایی، قطعه‌ای از خود را که پاشایی آن را تنظیم کرده بود به طور زنده اجرا کرد که با استقبال گسترده مردم روبرو شد. حسن ختام اجرای علیزاده نیز، بازخوانی یکی از قطعات محبوب مرتضی پاشایی بود که با همخوانی مردم و در فضایی احساسی به انجام رسید.

بعد از آن نوبت به عموی مرتضی رسید که به نمایندگی از خانواده پاشایی از تمام حاضران در این مراسم و مسئولان تقدیر و تشکر کند.

 او گفت: پزشکان یک سال پیش مرتضی را جواب کرده بودند و به لحاظ پزشکی امیدی به زنده ماندنش نبود اما دعاهای شما باعث شد تا او یک سال دیگر زنده بماند و در میان ما باشد و این هدیه‌ای بود از طرف خدا.

 

سپس ناصر پاشایی پدر زنده یاد مرتضی پاشایی برای سخنرانی به روی صحنه آمد. او پیش از هر سخنی، روضه‌ای از حضرت سیدالشهدا علیه السلام را خواند. این روضه یکی از نواهای قدیمی مذهبی بود که یکی از ابیات آن "وقتی حسین ابن علی تنهای تنهاست/خود مانده بود و زینب و سجاد و زن‌ها" بود. پدر مرتضی به این نکته اشاره کرد که فرزندش در آخرین روزهای زندگیش از او می خواست تا این روضه را برایش بخواند.

آخرین کسی که در این مراسم روی صحنه نیز رفت بنیامین بهادری بود.

این خواننده جوان نیز در ادامه قطعه "یکی هست تو قلبم" از اجراهای مرتضی پاشایی را همراه با مردم زمزمه کرد که اشک را مهمان چشم بسیاری از حاضرین در مراسم کرد.

البته این مراسم اصلا از آن ژست های عجیب و غریب روشنفکری که در این یکی دو ساله و برای یادبود برخی هنرمندان مُد شده نداشت! نه کسی سوت و کف زد نه کسی روسری از سر برداشت. اتفاقا بابای مرتضی برایش روضه اباعبدالله را خواند و خیلی ها را گریاند. یعنی آن قدر "مردم" در این مراسم حضور داشتند که تشییع مرتضی را واقعی، پر تاثر و به دور از فضاهای روشنفکر نما ساخته بودند. مردم ناراحت بودند از پر کشیدن خواننده ای جوان که یک سال و نیم در آتش سرطان سوخته بود...

در پایان این مراسم، پیکر مرتضی پاشایی از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد تا در آنجا به خاک سپرده شود.

 

 




      

کارگردان بیش از آن که به دنبال نقد اختلافات زوج جوان و ارائه راهکار برای این وضعیت باشد، دنبال تبلیغ تفکرات فمینیستی خود است. تا فرضا پول گرفتن زن از همسرش را فاجعه قرن نشان دهد و نیاز جنسی مرد به زن را مکرراً در بوق و کرنا کند. حتی صراحتاً آیه شریفه قرآن کریم نیز قدیمی و زننده جلوه داده می شود.

 آخرین باری که تهمینه میلانی در سینما موفقیت بزرگی بدست آورد مربوط می شد به آتش بس. فیلمی که با بازی دو ستاره جوان آن روزهای سینمای ایران محمدرضا گلزار و مهناز افشار، بین مردم طرفداران زیادی پیدا کرد و جزو پر فروش های آن روزهای سینمای ایران بود. و حالا آتش بس 2. با بازی زوج بهرام رادان و میترا حجار...

 

هر عقل سلیمی این را می پذیرد که موفقیت یک فیلم در گیشه امروز سینمای ایران به معنای قدرت کارگردانی یا لزوماً بازی های درخشان و یا فیلمنامه فوق العاده نیست؛ سینمای امروز ایران در کنار تجربه های پر تعداد موفق و قابل احترام سینمایی، زرد گرایی را هم تجربه می کند و اکثر فیلمهایی که شوخی های عجیب و غریب و موضوعات خاص داشته باشند بسیار دیده می شوند. به خصوص آن که ستاره های محبوب و جوان سینما هم در آن ها حاضر باشند. این همان بیماری است که باعث مهجوریت سینما بین متن مردم شده و سینما را هنری مخصوص "بچه مایه دارها" کرده. اما آتش بس 2 که این روزها گیشه نسبتاً موفقی را پشت سر می گذارد، دارد نانِ کدام خصوصیت خود را می خورد؟ خصوصیت های سینمایی فوق العاده، تجربه موفق آتش بس1 یا زرد گرایی... ؟

 

سئوال اولی که بعد از پایان فیلم مطرح می شود درباره فیلمنامه است. و این که داستان فیلم چه بود؟ الف و ب ای که قرار است از اول تا آخر فیلم به آن برسیم کدام است؟ داستان مربوط به کودک فیلم است؟ قرار است اختلافات زوج حل شود؟ اتفاق خاصی در شخصیت این دو نفر بیافتد؟ قرار است اختلافات این چنینی هجو شود؟ فیلم جدی است؟ طنز است؟ واقعا چه؟!

 

تمام فیلم در لوکیشن های فوق میلیاردی شمال شهر تهران می گذرد. با تمام مشخصاتی که همه ما از زندگی های شاه و پری بالا شهری های تهران داریم. چیزی شبیه به صفحه ای که چند روز پیش کلی سر و صدا کرده بود: بچه مایه دارهای تهرانی.

 

یک منزل مجلل و چند صد متری. لوازم منزل لوکس و فوق گران قیمت. لباس هایی که هر کدام خدا تومان پولش است! خودرویی که به گمانم مازراتی بود و طبعاً چند میلیارد تومانی. حساب بانکی که به قول شخصیت مرد داستان 50 میلیون تومان اصلاً عددی نیست در آن و... .

 

کارگردان تعمد دارد که در هر سکانس لباس زوج جوان فیلم عوض شود و زوج، رنگ جدیدی را تجربه کنند. لباس هایی که لابد غیر روشنفکرانه است اگر بگوییم شرعاً زننده اند و بسیار ناشایست... . مثل خیلی رفتارهای داخل فیلم،‌مثل مهمانی های فیلم؛ مثل خیلی چیزهای دیگر... 

 

زن، شوهرش را Baby    و مرد، همسرش را "تَ تَ" صدا می کند. چند مرتبه صحبت از تخت خواب می شود و مرد نیازمندانه به زن می گوید بیا بریم بخوابیم! حتی باری که با هم دعوایشان شده، زن به مرد می گوید امشب روی کاناپه بخواب!

 

زن دوست دختر قدیمی شوهرش را به خانه دعوت می کند و از او پذیرایی می کند.

 

و اولین چیزی که در هر سکانس به چشم می آید لباس و تیپ جذاب و چشمگیر زن و مرد داستان است...

 

هیچکدام از این ها نقد محتوایی فیلم نیست. به نظر نگارنده اساساً با محتوایی روبرو نیستیم که سعی در نقد آن داشته باشیم! جز چند جمله شعارآمیز روانشناس فیلم و چند مورد هجو اختلافات مرسوم زوج های جوان امروز، بقیه فیلم یا طنز موقعیت است، یا بازی اطواری و بعضاً تئاتری زوج جوان، یا شوی لباس یا عشوه ها و افاده های زننده زوج فیلم و یا تبلیغات برندهای مختلف!  

 

مثلاً اگر این زوج، از قشر متوسط و معمولی جامعه بودند چه لطمه ای به داستان می خورد؟ اگر بورژوازی اغراق شده از فیلم حذف شود چه اتفاق بدی برای فیلم می افتد؟ اگر آی‌پد چند اینچی دست بچه 5-6 ساله این زوج نباشد چه اتفاق عجیبی می‌افتد؟ چه اصراری به "ونک به بالای تهران"‌سازیِ کارگردان وجود دارد؟ کنایه ها و شوخی‌های بی پروای جنسی برای پیش بردن کدام وجه قصه است؟ اصلاً قصه فیلم چیست؟!

 

نمی دانم زوجی که در کافه تریا با هم آشنا می شوند نماینده چند درصد مردم این سرزمین اند. نمی دانم چند درصد مردم ایران مارک خودروی این زوج جوان را می دانند اصلا! نمی دانم برای چند درصد مردم این سرزمین 50 میلیون تومان پول به حساب نمی آید. نمی دانم چند درصد دخترها و پسرهای متأهل ایران، "جاست‌فرند" را تجربه کرده اند. اصلا نمی دانم این هایی که فیلم را دیده اند، چیزی درباره فیلم امریکایی "آقا و خانم اسمیت" شنیده اند؟!

 

کارگردان بیش از آن که به دنبال نقد اختلافات زوج جوان و ارائه راهکار برای این وضعیت باشد، دنبال تبلیغ تفکرات فمینیستی خود است. تا فرضا پول گرفتن زن از همسرش را فاجعه قرن نشان دهد و نیاز جنسی مرد به زن را مکرراً در بوق و کرنا کند. حتی صراحتاً آیه شریفه قرآن کریم نیز قدیمی و زننده جلوه داده می شود.

 

از افاضات و توصیه های روانشناس نیز نمی توان انتظار تطابق با فرهنگ ایرانی اسلامی داشت. چرا که به گواه تیتراژ فیلم قرار است بخش اعظمی از روانشناس فیلم، نماینده "دکتر فرهنگ هلاکویی" باشد؛ روانشناسی که در امریکا تحصیل کرده و در امریکا زندگی می کند اما برای ایرانی ها نسخه تجویز می کند؛ نسخه هایی کاملاً سازگار(!)با آموزه های اسلامی و فرهنگ ایرانی!

 

فیلم چنان ضعیف است که حتی قشر معدودِ سینما بروی امروز ایران نیز تا حدود زیادی از آن بیزار بوده اند و حتی بعضی با لقب "افتضاح" از آن یاد کرده اند. البته هیچ کدام از این ها عجیب نیست. وقتی کسی که مردم ایران را عقده ای می داند فیلم بسازد، طبیعتاً نباید منتظر فیلمی شایسته باشیم که دغدغه های واقعی مردم این سرزمین را نشان دهد.

 

الکلام؛ وقتی سینما در دست امثال این کارگردان ها و این فیلم ها باشد هیچ جای تعجبی ندارد که "مردم" با سینما غریبه باشند و هیچ تعجبی ندارد اگر 100.000 بیننده برای یک فیلم یک اتفاق بزرگ به حساب آید. آن روزهایی میلیون ها ایرانی برای دیدن فیلم به سینما می رفتند نه خبری از تجمل گرایی و ادا و اطوار بود و نه تمسخر ارزش ها و اعتقادات پاک ایرانی و اسلامی. آن روزها هیچ کارگردانی به خودش این جسارت را نمی داد که مردم وطنش را عقده ای بخواند و با وقاحت برای انها فیلم بسازد. آن روزها سینما اسیر مد و پز و سانتی مانتالیسم و فمینیسم و هزار و یک مورد دیگر از این ایسم های مزخرف نبود...

 

 

 

 




      

   

این تصاویر مربوط به مهمانی‌ها و اصطلاحاً دورهمی‌هایی است که در آنها خبری از عفت، حدود شرعی و انسانی نبوده و به شدت هر نوع حربم اخلاقی را دریده‌اند، به قدری که علیرغم افکت‌های تصویری به کار گرفته شده در این گزارش، همچنان از انتشار برخی از این تصاویر که هر روز آزادانه در صفحات اجتماعی موبایلی انتشار می‌یابند، معذوریم.

در روزهای اخیر، و در یکی از شبکه‌های اجتماعی، صفحه‌ای راه‌اندازی شده که در آن جوانان مرفه شهر تهران تصاویری از علایق، خاطرات زندگی، دوستان، خودروها و سفرهای خود را منتشر می‌کنند، در این صفحه که گردانندگان و تأسیس‌کنندگان آن مشخص نیست، تصاویر مذکور با اشاره به شخصیت های موجود در عکس ها منتشر شده است. طوری که افراد حاضر در عکس، تگ شده و صفحه شخصی خودشان نیز قابل دسترسی است.

 

آنچه که اهمیت پرداختن به این موضوع را بیشتر کرد تعداد 42 هزار نفری است که تا لحظه تنظیم این گزارش، این صفحه را دنبال کرده‌اند. سرعت همه‌گیر شدن این صفحه چنان بالاست که حتی گردانندگان صفحه نیز تعجب خود را از این موضوع اعلام داشته اند و به خاطر این استقبال گسترده، صفحه خود را دیگر شبکه های اجتماعی نیز افتتاح کرده اند. این در حالی است که تا عصر دیروز تعداد دنبال کنندگان این صفحه 34 هزار نفر بود. یعنی در حدود 12 ساعت اخیر بیش از 8000 نفر به این جمع اضافه شده است.

 

حتی کار به جایی رسید که چند روز پیش سایت خبری امریکایی "المانیتور" نیز گزارشی از این صفحه اجتماعی و علایق و سبک زندگی جوانان مرفه تهرانی منتشر کرد.

 

اما جزئیات تصاویر منتشر شده بسیار قابل تأمل است. همان طور که در نام این صفحه (Rich Kids of Tehran  ) قید شده، تقریباً تمامی تصاویر مربوط به جوانان ساکن شهر تهران است. این تصاویر مربوط به مهمانی‌ها و اصطلاحاً دورهمی‌هایی است که در آنها خبری از عفت، حدود شرعی و انسانی نبوده و به شدت هر نوع حربم اخلاقی را دریده‌اند، به قدری که علیرغم افکت‌های تصویری به کار گرفته شده در این گزارش، همچنان از انتشار برخی از این تصاویر که هر روز آزادانه در صفحات اجتماعی انتشار می‌یابند، معذوریم.

 

اکثر عکس‌های پسران در این صفحه مربوط به خودروهای میلیاردی است که هر یک به اندازه تمام دارایی های ده ها خانواده قشر متوسط جامعه ارزش داشته و اکنون ارزشی حدود 1 تا 3 میلیارد دارند. علاقه دیگر این قشر هم ساعت های مچی طلایی، گوشی های مدرن و... می باشد.

 

دختران فعال در این صفحه نیز که در بی‌حیایی و رفتارهای بی‌شرمانه سنگ تمام گذاشته‌اند طبق اعلام خودشان و طبق شواهد موجود در صفحات شخصی‌شان، ساکن تهران بوده و عکس‌های مهمانی‌های شبانه و مسافرت‌های خود به برخی ویلاهای شخصی و بدون محدودیت(!) شمال کشور را در این شبکه اجتماعی با آزادی و البته وقاحت هر چه بیشتر منتشر می‌کنند!

 

جالب آنکه در تمامی تصاویر منتشر شده، عبارت "Life style  " به معنای سبک زندگی در توضیحات عکس‌ها آمده است تا هرگونه شائبه در خصوص سهوی بودن و ساده‌انگاری در انتشار بی واهمه و غیر اخلاقی عکس ها از بین برود. حتی در این میان تصاویری از برخی بازیگران زن سینمای ایران نیز به چشم می خورد که البته هیچ تکذیب و یا اعلام موضعی در خصوص این صفحه از آن بازیگران دیده نشده است.

 

طبق اعلام گردانندگان این صفحه، تصاویر در مناطق مختلف شمال شهر تهران نظیر خیابان فرشته، الهیه، فرمانیه، شهرک غرب، اقدسیه، کامرانیه، سعادت‌آباد، شهید اندرزگو، جردن، ولنجک، نیاوران، لواسان به ثبت رسیده. برخی تصاویر هم که مربوط به سفرهای شمال کشور است در منطقه‌هایی نظیر جاده چالوس، رویان مازندران، کردان کرچ،‌ خانه دریا در مازندران و ... به ثبت رسیده است.

 

اما نکته عجیب که ذهن ناظران را به خود مشغول کرده، عدم برخورد فوری و جدی مسئولان امر در دولت و دستگاه قضا با گردانندگان این صفحه مستهجن است به گونه‌ای که تا به امروز و با وجود گذشت چند هفته از شروع به کار آن، گردانندگان این صفحه با احساس آزادی کامل و با وقاحت هرچه تمام‌تر به صورت روزانه اقدام به انتشار تصاویر ساختارشکن و مستهجن از خود می‌کنند و البته در سایه عدم برخورد فوری و جدی با بانیان آن، روز به روز تعداد مخاطبان این صفحه‌ در حال افزایش تصاعدی است!!

 

در ادامه نمونه‌هایی از تصاویر منتشر شده را با ذکر توضیحاتی که درباره عکس در صفحه مربوطه قید شده را از نظر می‌گذرانید، باشد تا انتشار این گزارش زنگ خطری باشد برای مسئولان امر؛ «خبرگزاری دانشجو» پیشاپیش به خاطر انتشار این تصاویر از شما مخاطبین محترم عذرخواهی می‌کند.

 

 

طبق ادعای گردانندگان صفحه، تصویر مربوط به ویلایی در کُردان کرج است.  سمت چپ تصویر که مشخص نیست، تعدادی دختر و پسر هستند که برهنه روی تشک بادی در استخر کنار هم خوابیده اند. زیر این عکس،‌ کاربری کامنت گذاشته:‌ ما میریم لواسان همین طوره...

 

 




      
<   <<   41   42   43   44   45   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ اگر من ...