به او گفتم همراه من بیا و چون پیرزن بود، او را به قسمت آقایان بردم و گفتم این هم «آقا»! اینجا بنشین و هر وقت خواستی برو. بعد ایستادم از دور او را نگاه کردم.

به گزارش گروه فضای مجازی‌ «خبرگزاری دانشجو»، خودش می‌گوید: «محشور شدن ما با حضرت آقا به سال 61 برمی‌گردد که ایشان رییس جمهور بودند و من مسئولیت حفاظت سپاه را برعهده داشتم.»

 



از طرف سپاه، علی شمخانی به عنوان جانشین فرمانده کل و مسئول اطلاعات نیز در جلسات شورای امنیت کشور شرکت می‌کردند.
 

«در همین جلسات بود که بنده نیز گاهی برای گزارش حفاظت از شخصیت‌ها شرکت داشتم و حضرت آقا از همانجا ما را شناختند و زمانی هم که ایشان برای سرکشی به مناطق جنگی می‌رفتند، بنده ایشان را همراهی می‌کردم.»
 

«سردار محمدحسین نجات» شاید مهم‌ترین مسئولیت خود را در سال 79 بر عهده گرفت: «فرماندهی سپاه ولی امر» که مسئولیت آن، حفاظت از بیت رهبری است و به مدت 10 سال در این مسئولیت ماند.



اگرچه بیشتر «نجات» را یک چهره امنیتی و به دور از رسانه می‌شناسند، اما او با روی خوش به درخواست ما پاسخ مثبت داد و به بیان برخی خاطرات و ناگفته‌ها از 10 سال زندگی نزدیک با رهبر معظم انقلاب پرداخت.



آنچه در زیر می‌خوانید، خاطراتی است شنیدنی که فرمانده سابق سپاه ولی امر با لهجه شیرین شیرازی در حالی که در برخی دقایق با بغض همراه بود، با حضور در خبرگزاری فارس تعریف کرد.



بخش دوم این مصاحبه که گفت‌وگویی است تفصیلی و به جریان‌شناسی و برخی ریزش‌ها و رویش‌های انقلاب در طول 36 سال اخیر اختصاص دارد (که البته به دلیل ضیق وقت ناتمام ماند) در روزهای آینده منتشر خواهد شد.



* نماز عید در پادگان گُلف



یک مرتبه بعد از پذیرش قطعنامه -درست خاطرم نیست که عید فطر بود یا عید قربان- عراق مجددا حمله‌ای کرده بود و حضرت «آقا» برای سرکشی به پادگان گُلف* آمدند.



جالب است که «آقا» حتی در این وضعیت هم نماز عید را حذف نکردند و به همراه دیگر پاسدار‌ها که حدود 20 نفر بودند، نماز جماعت خواندند و وقتی بنده رسیدم، ایشان در حال خواندن خطبه‌ها بودند.



* پادگان گُلف (منتظران شهادت) در اهواز در دوران دفاع مقدس به عنوان مرکز فرماندهی جنگ، محورهای عملیاتی خوزستان را اداره می‌کرد.



این ستاد در سال 1359 فعال شد. تشکیل اتاق جنگ و فعال شدن اطلاعات و عملیات، اعزام نیرو تشکیل واحدهای جنگ و حضور مسئولین نظام از مشخصات اصلی پادگان منتظران شهادت (گُلف) بوده است. گُلف تا پایان جنگ به عنوان پایگاه فرماندهی و هدایت جنگ مورد استفاده قرار می‌گرفت.

* وقتی پنیر کوپنی تمام شد



زندگی «آقا» یک زندگی معمولی است.



یکی از برادر‌ها که محافظ ایشان بود، تعریف می‌کرد در زمانی که اجناس کوپنی بود، هیچ وقت در منزل ایشان ما مثلا پنیر غیر از کوپنی ندیدیم.

 


 

همراه با رهبر انقلاب در مزار شهدای کرمان- اردیبهشت 84



یک مرتبه یکی از آقازاده‌ها که فکر می‌کنم آقا میثم بود، آمدند تا با محافظ‌ها صبحانه‌ بخورد. وقتی آمدند دنبال ایشان، «آقا» فرمودند ایشان (فرزندشان) به نان و پنیر علاقه دارند و چون پنیر کوپنی منزل ما هم تمام شده، آمده‌ است با شما نان و پنیر بخورد.

 

* نان سنگک برای محافظ‌ها



یکی دیگر از محافظ‌ها تعریف می‌کرد که روال کار ما اینطور بود که صبح‌ها 2 عدد نان سنگگ می‌خریدیم و به منزل ایشان می‌آوردیم. بعد از چنددقیقه ایشان بخشی از نان را به یکی از آقازاده‌ها می‌دادند تا برای خوردن ما بیاورند.



این برادر محافظ تعریف می‌کرد ما نشسته بودیم و دیدیم که در اتاق دائم باز و بسته می‌شود. وقتی مراجعه کردیم دیدیم خود حضرت آقا پشت در هستند و یک سینی چای در دست دارند و چون با دست دیگرشان نمی‌توانستند در را باز کنند (به دلیل مجروحیت در انفجار) با پای خودشان این کار را می‌کردند اما در بسته می‌شد.

این نشان می‌دهد که رهبر انقلاب در برخورد با افراد دیگر حتی محافظ‌ها چه رفتاری دارد.

* گلیم کهنه‌ای که روی دیوار ریاست‌جمهوری پهن شد

یکی دیگر از برادران تیم حفاظت تعریف می‌کرد در اوایل دوره ریاست جمهوری ایشان، ساختمان ریاست جمهوری 3 طبقه داشت که طبقه بالای آن خانواده آقا زندگی می‌کردند، طبقه وسط دفتر کار و طبقه پایین هم محل استقرار محافظ‌ها بود.

 


 


همراه با رهبر انقلاب در بازدید از موزه دفاع مقدس کرمان- اردیبهشت 84

 

یک روز آقای محمدخان که معاون اجرایی ریاست جمهوری بود آمد و با داد و بیداد به ما گفت خجالت نمی‌کشید؟ اینجا ساختمان ریاست‌جمهوری است. این چه گلیمی است که اینجا آویزان کردید؟ این گلیم اصلا ارزش نگاه‌کردن دارد؟

ما هم گفتیم این گلیم مال ما نیست بلکه خانم ایشان آن را شسته‌اند و پهن کرده‌اند تا خشک شود.

این برادر می‌گفت اشک در چشم آقای محمدخان جمع شد و گفت آیا واقعا در منزل رئیس‌جمهور چنین گلیمی استفاده می‌کنند؟

* اگر پیکان «ضدگلوله» می‌شد...

یک مرتبه حضرت آقا من را صدا کردند و گفتند آقای نجات! هر چه ماشین شیک و خارجی در تیم حفاظت بنده وجود دارد، همه را خارج کنید و هیچ کدام دیگر نباشد.

 



بازدید از نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی حوزه علمیه قم- آبان 89



بعد به من گفتند اگر «پیکان» قابلیت ضدگلوله شدن را داشت، من می‌گفتم سوار آن شوم اما اگر پیکان نمی‌شود، یک ماشینی باشد که مدل آن کمی بالا‌تر است. چیزی بیشتر از حد ضروری نباشد. در غیر این صورت خود شما باید فردای قیامت پاسخگو باشید و من مسئولیت آن را بر عهده نمی‌گیرم.

بعد از اتمام حجت «آقا» بود که بنده حدود 20 خودرو را جمع کردم و دادم رفت.

* پذیرایی تنها با یک خورشت

نوع میهمانی‌های ایشان که اقوام یا آشنایانشان می‌آیند، طوری است که فقط یک نوع غذا بر سر سفره قرار می‌دهند.

خود ایشان می‌گفتند پدر و مادر بنده این قرار را گذاشته بودند که اگر می‌ه‌مان برایشان آمد، یک نوع پلو و دو نوع خورشت بر سر سفره بگذارند اما بنده و خانم قرارمان این است که فقط یک نوع پلو و یک نوع خورشت باشد.

 


حضور رهبر انقلاب در نمایشگاه کتاب- سال 89



من هم در طول خدمتم که گاهی بر سر سفره میهمانان ایشان و یا مقامات کشوری حضور داشتم، هیچ‌گاه بیش از یک نوع غذا ندیدم.

* فرزندان «آقا» سوار چه ماشینی می‌شوند؟

هیچ کدام از فرزندان «آقا» شغل اقتصادی ندارند و از مشاغل اقتصادی منع شده‌اند.

منزل آن‌ها استیجاری و حداکثر یک آپارتمان 2 خوابه با متراژ 70 تا 100م‌تر است و حتی خود آقازاده‌ها هم در گذشته اصرار داشتند که با پیکان تردد کنند و امروز هم همه آن‌ها فقط با ماشین پراید رفت و آمد دارند.

* گشت‌زنی 2ساعته در «بم» با لباس مبدل

روزی که بم زلزله آمد، صبح جمعه بود. فردای آن روز یعنی شنبه قبل از ظهر، «آقا» بنده را صدا کردند و گفتند من می‌خواهم امروز به بم بروم.

ما گفتیم امروز امکانش نیست و ایشان فرمودند حداکثر تا فردا وقت دارید تا مقدمات کار را فراهم کنید.

ما هم آماده شدیم و فردای آن روز یعنی یکشنبه ایشان با لباس مبدل و یک کلاه پشمی که بر سرشان بود، با یک وانت 2کابین حدود 2 ساعت در شهر چرخیدند و هیچ کس ایشان را نشناخت و حتی فرماندار هم که به فرودگاه آمده بود، خبر نداشت.

یک ماه از این ماجرا گذشت و آقا مجددا به بم سفر کردند. چند ماه بعد هم که ایشان به کرمان رفتند، مجددا از بم بازدید کردند.

حضرت آقا با همه وسائل اعم از قطار، هواپیما و ماشین مسافرت‌ می‌کنند و گاهی هم که امکانش باشد، با هواپیمای عادی سفر می‌کنند.

* کاش یک نفر روضه می‌خواند

ایشان یک منشی داشتند به نام آقای «محمدی‌دوست» که ریش بلند سفیدی داشت و از قبل از انقلاب با «آقا» آشنا بود و از دوره ریاست جمهوری ایشان هم منشی‌گری دفتر «آقا» را بر عهده داشت.

یک بار که یادم هست با اتوبوس به سفری رفته بودیم، در راه به ما خبر دادند آقای محمددوست فوت کرده‌اند.

ما تصمیم گرفتیم تا پایان سفر به «آقا» چیزی نگوییم چون آقا ایشان را بسیار دوست داشتند.

 


بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه کتاب تهران- سال 89



بعد از نماز مغرب و عشا، آقای وحید رفتند و خبر فوت آقای محمدی‌دوست را به ایشان دادند که «آقا» خیلی درهم شدند.

وقتی به جایی رسیدیم که می‌خواستیم از هم جدا شویم و ایشان به منزلشان تشریف ببرند، گفتند خوب بود کسی روضه‌ای می‌خواند و ما قدری گریه می‌کردیم. (با بغض)

عرض کردم اتفاقا بعد از نماز مغرب و عشا، بچه‌ها زیارت عاشورا داشتند، کاش همانجا گفته بودیم اما متاسفانه زمان گذشت.

بعد «آقا» نکته‌ای فرمودند که بسیار آموزنده بود.

فرمودند آقای محمدی‌دوست رفت و هر چه تلاش کند دیگر نمی‌تواند به این دنیا برگردد.

بعد مثالی زدند و فرمودند که این قضیه مانند این است که ما یک اسب راهوار با یک خورجین بزرگ داشته باشیم و به ما بگویند از اینجا تا گمرک که حدود یک کیلومتر است، زمین پر از اشرفی و طلا و جواهر است و شما تا رسیدن به گمرک می‌توانید هرچه بخواهید جمع کنید اما وقتی به گمرک رسیدید، دیگر نمی‌توان برگشت.

شما سوار بر اسب هستید و می‌خواهید پیاده شوید و جواهر جمع کنید اما می‌گویید بگذار قدری جلو‌تر بروم. وقتی به خود می‌آیید که به گمرک رسیدید و هیچ چیزی جمع نکردید و اجازه برگشت هم نمی‌دهند.

این دنیا مانند‌‌ همان اسب است و باید هر چه می‌توانید ثواب جمع کنید. بعد فرمودند بنده که رهبر هستم مسئولیت سنگین‌تری خواهم داشت و سنگینی این بار برای هر کسی به میزان مسئولیتی است که دارد.

* گزارشی که «رهبر» را ناراحت کرد

خوشحالی ایشان زمانی است که کاری یا اقدامی صورت می‌گرفت که نفع آن به مردم می‌رسید.

مثلا وقتی آقای احمدی‌نژاد موضوع یارانه‌ها را عملی کردند، ایشان فرمودند یک مرتبه در اواخر دولت آقای خاتمی گزارشی برای من آوردند و یک رقمی را گفتند که این‌ها در کشور به نان شب محتاجند و شب‌ها گرسنه می‌خوابند.

 «آقا» فرمود آن شب من تا صبح خوابم نبُرد. بعد‌ها وقتی آقای احمدی‌نژاد این اقدام را انجام دادند، من حساب کردم که به این ترتیب، لااقل عده‌ای که آقای خاتمی گفتند، دیگر شب‌ها گرسنه نمی‌خوابند.

این نوع اخبار و اقدامات که تسهیلاتی برای مردم فراهم می‌کند، موجب خوشحالی ایشان می‌شود.

* آرزویی که برآورده شد

یک مرتبه به زابل رفته بودیم و «آقا» علاوه بر دیدارهای معمولی، یک دیدار هم با خانواده شهدا داشتند.

معمولا در دیدار با خانواده شهدا، تعداد خانم‌ها بیشتر است. برای همین وقتی قسمت خانم‌ها پرشده بود، قسمت آقایان هنوز چند جای خالی داشت.

من در حیاط راه می‌رفتم که می‌دیدم یک پیرزنی سرگردان آنجا ایستاده است. به او گفتم چرا اینجا ایستادی؟ گفت آمده‌ام‌ «آقا» را ببینم ولی نمی‌شود چون جا نیست و من در حیاط مانده‌ام.

 


حضور رهبر معظم انقلاب در مزار شهدای کرمان- اردیبهشت 84



به او گفتم همراه من بیا و چون پیرزن بود، او را به قسمت آقایان بردم و گفتم این هم «آقا»! اینجا بنشین و هر وقت خواستی برو. بعد ایستادم از دور او را نگاه کردم.

دیدم مانند کسی که در مقابل یک امامزاده ایستاده شروع به صحبت کرد و 10 دقیقه این حالت طول کشید و بعد گفت کار من تمام شد، می‌خواهم بروم.

آن شب «آقا» فرمودند که قصد دارند به منزل چند شهید هم سرکشی کنند. یک کوچه‌ای انتخاب می‌شد و در آن کوچه به منزل چند شهید می‌رفتند.

جلوی یکی از خانه‌ها که رسیدیم، پیرزنی با چادر نماز در را باز کرد و شعری خواند با این مضمون که «خوش آمدی و خوشم آمد از آمدنت...» بعد به «آقا» گفت با آمدنتان روحم را شاد کردید. من امروز برای دیدن شما آمده بودم، اما چون جا نبود، در حیاط ماندم تا اینکه یکی از محافظ‌های شما مرا به داخل آورد. بعد گفت فکر نمی‌کردم شما یک روزی به منزل ما بیایید.

منزل این پیرزن یک خانه کوچک با 2 اتاق بود که یک اتاق را به یکی از خانم‌های همسایه که شوهرش فوت کرده بود، داده بود.

یک آقایی هم آنجا حضور داشت. حضرت آقا فرمودند ایشان کیست؟ پیرزن گفت پسرم است.

 «آقا» سؤال کردند شغلشان چیست و او جواب داد استاد دانشگاه هستم.

فرزند دیگر این پیرزن شهید شده بود و فرزند دیگرش هم اگر اشتباه نکنم پزشک بود.

بعد هر چه آقا گفت که شما چه نیازی دارید، پیرزن جواب داد هیچ! فقط دلم می‌خواست شما را ببینم که دیدم. اگر امشب بمیرم، به همه آرزو‌هایم رسیده‌ام.

 «آقا» رو کردند به ما و گفتند استغناء طبع را ببینید؛ با این وضع زندگی و با اینکه مادر یک شهید است، هیچ توقعی از نظام ندارد. این‌ها سرمایه واقعی کشور هستند.

 

منبعغ: فارس




      

به او گفتم همراه من بیا و چون پیرزن بود، او را به قسمت آقایان بردم و گفتم این هم «آقا»! اینجا بنشین و هر وقت خواستی برو. بعد ایستادم از دور او را نگاه کردم.

به گزارش گروه فضای مجازی‌ «خبرگزاری دانشجو»، خودش می‌گوید: «محشور شدن ما با حضرت آقا به سال 61 برمی‌گردد که ایشان رییس جمهور بودند و من مسئولیت حفاظت سپاه را برعهده داشتم.»

 



از طرف سپاه، علی شمخانی به عنوان جانشین فرمانده کل و مسئول اطلاعات نیز در جلسات شورای امنیت کشور شرکت می‌کردند.
 

«در همین جلسات بود که بنده نیز گاهی برای گزارش حفاظت از شخصیت‌ها شرکت داشتم و حضرت آقا از همانجا ما را شناختند و زمانی هم که ایشان برای سرکشی به مناطق جنگی می‌رفتند، بنده ایشان را همراهی می‌کردم.»
 

«سردار محمدحسین نجات» شاید مهم‌ترین مسئولیت خود را در سال 79 بر عهده گرفت: «فرماندهی سپاه ولی امر» که مسئولیت آن، حفاظت از بیت رهبری است و به مدت 10 سال در این مسئولیت ماند.



اگرچه بیشتر «نجات» را یک چهره امنیتی و به دور از رسانه می‌شناسند، اما او با روی خوش به درخواست ما پاسخ مثبت داد و به بیان برخی خاطرات و ناگفته‌ها از 10 سال زندگی نزدیک با رهبر معظم انقلاب پرداخت.



آنچه در زیر می‌خوانید، خاطراتی است شنیدنی که فرمانده سابق سپاه ولی امر با لهجه شیرین شیرازی در حالی که در برخی دقایق با بغض همراه بود، با حضور در خبرگزاری فارس تعریف کرد.



بخش دوم این مصاحبه که گفت‌وگویی است تفصیلی و به جریان‌شناسی و برخی ریزش‌ها و رویش‌های انقلاب در طول 36 سال اخیر اختصاص دارد (که البته به دلیل ضیق وقت ناتمام ماند) در روزهای آینده منتشر خواهد شد.



* نماز عید در پادگان گُلف



یک مرتبه بعد از پذیرش قطعنامه -درست خاطرم نیست که عید فطر بود یا عید قربان- عراق مجددا حمله‌ای کرده بود و حضرت «آقا» برای سرکشی به پادگان گُلف* آمدند.



جالب است که «آقا» حتی در این وضعیت هم نماز عید را حذف نکردند و به همراه دیگر پاسدار‌ها که حدود 20 نفر بودند، نماز جماعت خواندند و وقتی بنده رسیدم، ایشان در حال خواندن خطبه‌ها بودند.



* پادگان گُلف (منتظران شهادت) در اهواز در دوران دفاع مقدس به عنوان مرکز فرماندهی جنگ، محورهای عملیاتی خوزستان را اداره می‌کرد.



این ستاد در سال 1359 فعال شد. تشکیل اتاق جنگ و فعال شدن اطلاعات و عملیات، اعزام نیرو تشکیل واحدهای جنگ و حضور مسئولین نظام از مشخصات اصلی پادگان منتظران شهادت (گُلف) بوده است. گُلف تا پایان جنگ به عنوان پایگاه فرماندهی و هدایت جنگ مورد استفاده قرار می‌گرفت.

* وقتی پنیر کوپنی تمام شد



زندگی «آقا» یک زندگی معمولی است.



یکی از برادر‌ها که محافظ ایشان بود، تعریف می‌کرد در زمانی که اجناس کوپنی بود، هیچ وقت در منزل ایشان ما مثلا پنیر غیر از کوپنی ندیدیم.

 


 

همراه با رهبر انقلاب در مزار شهدای کرمان- اردیبهشت 84



یک مرتبه یکی از آقازاده‌ها که فکر می‌کنم آقا میثم بود، آمدند تا با محافظ‌ها صبحانه‌ بخورد. وقتی آمدند دنبال ایشان، «آقا» فرمودند ایشان (فرزندشان) به نان و پنیر علاقه دارند و چون پنیر کوپنی منزل ما هم تمام شده، آمده‌ است با شما نان و پنیر بخورد.

 

* نان سنگک برای محافظ‌ها



یکی دیگر از محافظ‌ها تعریف می‌کرد که روال کار ما اینطور بود که صبح‌ها 2 عدد نان سنگگ می‌خریدیم و به منزل ایشان می‌آوردیم. بعد از چنددقیقه ایشان بخشی از نان را به یکی از آقازاده‌ها می‌دادند تا برای خوردن ما بیاورند.



این برادر محافظ تعریف می‌کرد ما نشسته بودیم و دیدیم که در اتاق دائم باز و بسته می‌شود. وقتی مراجعه کردیم دیدیم خود حضرت آقا پشت در هستند و یک سینی چای در دست دارند و چون با دست دیگرشان نمی‌توانستند در را باز کنند (به دلیل مجروحیت در انفجار) با پای خودشان این کار را می‌کردند اما در بسته می‌شد.

این نشان می‌دهد که رهبر انقلاب در برخورد با افراد دیگر حتی محافظ‌ها چه رفتاری دارد.

* گلیم کهنه‌ای که روی دیوار ریاست‌جمهوری پهن شد

یکی دیگر از برادران تیم حفاظت تعریف می‌کرد در اوایل دوره ریاست جمهوری ایشان، ساختمان ریاست جمهوری 3 طبقه داشت که طبقه بالای آن خانواده آقا زندگی می‌کردند، طبقه وسط دفتر کار و طبقه پایین هم محل استقرار محافظ‌ها بود.

 


 


همراه با رهبر انقلاب در بازدید از موزه دفاع مقدس کرمان- اردیبهشت 84

 

یک روز آقای محمدخان که معاون اجرایی ریاست جمهوری بود آمد و با داد و بیداد به ما گفت خجالت نمی‌کشید؟ اینجا ساختمان ریاست‌جمهوری است. این چه گلیمی است که اینجا آویزان کردید؟ این گلیم اصلا ارزش نگاه‌کردن دارد؟

ما هم گفتیم این گلیم مال ما نیست بلکه خانم ایشان آن را شسته‌اند و پهن کرده‌اند تا خشک شود.

این برادر می‌گفت اشک در چشم آقای محمدخان جمع شد و گفت آیا واقعا در منزل رئیس‌جمهور چنین گلیمی استفاده می‌کنند؟

* اگر پیکان «ضدگلوله» می‌شد...

یک مرتبه حضرت آقا من را صدا کردند و گفتند آقای نجات! هر چه ماشین شیک و خارجی در تیم حفاظت بنده وجود دارد، همه را خارج کنید و هیچ کدام دیگر نباشد.

 



بازدید از نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی حوزه علمیه قم- آبان 89



بعد به من گفتند اگر «پیکان» قابلیت ضدگلوله شدن را داشت، من می‌گفتم سوار آن شوم اما اگر پیکان نمی‌شود، یک ماشینی باشد که مدل آن کمی بالا‌تر است. چیزی بیشتر از حد ضروری نباشد. در غیر این صورت خود شما باید فردای قیامت پاسخگو باشید و من مسئولیت آن را بر عهده نمی‌گیرم.

بعد از اتمام حجت «آقا» بود که بنده حدود 20 خودرو را جمع کردم و دادم رفت.

* پذیرایی تنها با یک خورشت

نوع میهمانی‌های ایشان که اقوام یا آشنایانشان می‌آیند، طوری است که فقط یک نوع غذا بر سر سفره قرار می‌دهند.

خود ایشان می‌گفتند پدر و مادر بنده این قرار را گذاشته بودند که اگر می‌ه‌مان برایشان آمد، یک نوع پلو و دو نوع خورشت بر سر سفره بگذارند اما بنده و خانم قرارمان این است که فقط یک نوع پلو و یک نوع خورشت باشد.

 


حضور رهبر انقلاب در نمایشگاه کتاب- سال 89



من هم در طول خدمتم که گاهی بر سر سفره میهمانان ایشان و یا مقامات کشوری حضور داشتم، هیچ‌گاه بیش از یک نوع غذا ندیدم.

* فرزندان «آقا» سوار چه ماشینی می‌شوند؟

هیچ کدام از فرزندان «آقا» شغل اقتصادی ندارند و از مشاغل اقتصادی منع شده‌اند.

منزل آن‌ها استیجاری و حداکثر یک آپارتمان 2 خوابه با متراژ 70 تا 100م‌تر است و حتی خود آقازاده‌ها هم در گذشته اصرار داشتند که با پیکان تردد کنند و امروز هم همه آن‌ها فقط با ماشین پراید رفت و آمد دارند.

* گشت‌زنی 2ساعته در «بم» با لباس مبدل

روزی که بم زلزله آمد، صبح جمعه بود. فردای آن روز یعنی شنبه قبل از ظهر، «آقا» بنده را صدا کردند و گفتند من می‌خواهم امروز به بم بروم.

ما گفتیم امروز امکانش نیست و ایشان فرمودند حداکثر تا فردا وقت دارید تا مقدمات کار را فراهم کنید.

ما هم آماده شدیم و فردای آن روز یعنی یکشنبه ایشان با لباس مبدل و یک کلاه پشمی که بر سرشان بود، با یک وانت 2کابین حدود 2 ساعت در شهر چرخیدند و هیچ کس ایشان را نشناخت و حتی فرماندار هم که به فرودگاه آمده بود، خبر نداشت.

یک ماه از این ماجرا گذشت و آقا مجددا به بم سفر کردند. چند ماه بعد هم که ایشان به کرمان رفتند، مجددا از بم بازدید کردند.

حضرت آقا با همه وسائل اعم از قطار، هواپیما و ماشین مسافرت‌ می‌کنند و گاهی هم که امکانش باشد، با هواپیمای عادی سفر می‌کنند.

* کاش یک نفر روضه می‌خواند

ایشان یک منشی داشتند به نام آقای «محمدی‌دوست» که ریش بلند سفیدی داشت و از قبل از انقلاب با «آقا» آشنا بود و از دوره ریاست جمهوری ایشان هم منشی‌گری دفتر «آقا» را بر عهده داشت.

یک بار که یادم هست با اتوبوس به سفری رفته بودیم، در راه به ما خبر دادند آقای محمددوست فوت کرده‌اند.

ما تصمیم گرفتیم تا پایان سفر به «آقا» چیزی نگوییم چون آقا ایشان را بسیار دوست داشتند.

 


بازدید رهبر معظم انقلاب از نمایشگاه کتاب تهران- سال 89



بعد از نماز مغرب و عشا، آقای وحید رفتند و خبر فوت آقای محمدی‌دوست را به ایشان دادند که «آقا» خیلی درهم شدند.

وقتی به جایی رسیدیم که می‌خواستیم از هم جدا شویم و ایشان به منزلشان تشریف ببرند، گفتند خوب بود کسی روضه‌ای می‌خواند و ما قدری گریه می‌کردیم. (با بغض)

عرض کردم اتفاقا بعد از نماز مغرب و عشا، بچه‌ها زیارت عاشورا داشتند، کاش همانجا گفته بودیم اما متاسفانه زمان گذشت.

بعد «آقا» نکته‌ای فرمودند که بسیار آموزنده بود.

فرمودند آقای محمدی‌دوست رفت و هر چه تلاش کند دیگر نمی‌تواند به این دنیا برگردد.

بعد مثالی زدند و فرمودند که این قضیه مانند این است که ما یک اسب راهوار با یک خورجین بزرگ داشته باشیم و به ما بگویند از اینجا تا گمرک که حدود یک کیلومتر است، زمین پر از اشرفی و طلا و جواهر است و شما تا رسیدن به گمرک می‌توانید هرچه بخواهید جمع کنید اما وقتی به گمرک رسیدید، دیگر نمی‌توان برگشت.

شما سوار بر اسب هستید و می‌خواهید پیاده شوید و جواهر جمع کنید اما می‌گویید بگذار قدری جلو‌تر بروم. وقتی به خود می‌آیید که به گمرک رسیدید و هیچ چیزی جمع نکردید و اجازه برگشت هم نمی‌دهند.

این دنیا مانند‌‌ همان اسب است و باید هر چه می‌توانید ثواب جمع کنید. بعد فرمودند بنده که رهبر هستم مسئولیت سنگین‌تری خواهم داشت و سنگینی این بار برای هر کسی به میزان مسئولیتی است که دارد.

* گزارشی که «رهبر» را ناراحت کرد

خوشحالی ایشان زمانی است که کاری یا اقدامی صورت می‌گرفت که نفع آن به مردم می‌رسید.

مثلا وقتی آقای احمدی‌نژاد موضوع یارانه‌ها را عملی کردند، ایشان فرمودند یک مرتبه در اواخر دولت آقای خاتمی گزارشی برای من آوردند و یک رقمی را گفتند که این‌ها در کشور به نان شب محتاجند و شب‌ها گرسنه می‌خوابند.

 «آقا» فرمود آن شب من تا صبح خوابم نبُرد. بعد‌ها وقتی آقای احمدی‌نژاد این اقدام را انجام دادند، من حساب کردم که به این ترتیب، لااقل عده‌ای که آقای خاتمی گفتند، دیگر شب‌ها گرسنه نمی‌خوابند.

این نوع اخبار و اقدامات که تسهیلاتی برای مردم فراهم می‌کند، موجب خوشحالی ایشان می‌شود.

* آرزویی که برآورده شد

یک مرتبه به زابل رفته بودیم و «آقا» علاوه بر دیدارهای معمولی، یک دیدار هم با خانواده شهدا داشتند.

معمولا در دیدار با خانواده شهدا، تعداد خانم‌ها بیشتر است. برای همین وقتی قسمت خانم‌ها پرشده بود، قسمت آقایان هنوز چند جای خالی داشت.

من در حیاط راه می‌رفتم که می‌دیدم یک پیرزنی سرگردان آنجا ایستاده است. به او گفتم چرا اینجا ایستادی؟ گفت آمده‌ام‌ «آقا» را ببینم ولی نمی‌شود چون جا نیست و من در حیاط مانده‌ام.

 


حضور رهبر معظم انقلاب در مزار شهدای کرمان- اردیبهشت 84



به او گفتم همراه من بیا و چون پیرزن بود، او را به قسمت آقایان بردم و گفتم این هم «آقا»! اینجا بنشین و هر وقت خواستی برو. بعد ایستادم از دور او را نگاه کردم.

دیدم مانند کسی که در مقابل یک امامزاده ایستاده شروع به صحبت کرد و 10 دقیقه این حالت طول کشید و بعد گفت کار من تمام شد، می‌خواهم بروم.

آن شب «آقا» فرمودند که قصد دارند به منزل چند شهید هم سرکشی کنند. یک کوچه‌ای انتخاب می‌شد و در آن کوچه به منزل چند شهید می‌رفتند.

جلوی یکی از خانه‌ها که رسیدیم، پیرزنی با چادر نماز در را باز کرد و شعری خواند با این مضمون که «خوش آمدی و خوشم آمد از آمدنت...» بعد به «آقا» گفت با آمدنتان روحم را شاد کردید. من امروز برای دیدن شما آمده بودم، اما چون جا نبود، در حیاط ماندم تا اینکه یکی از محافظ‌های شما مرا به داخل آورد. بعد گفت فکر نمی‌کردم شما یک روزی به منزل ما بیایید.

منزل این پیرزن یک خانه کوچک با 2 اتاق بود که یک اتاق را به یکی از خانم‌های همسایه که شوهرش فوت کرده بود، داده بود.

یک آقایی هم آنجا حضور داشت. حضرت آقا فرمودند ایشان کیست؟ پیرزن گفت پسرم است.

 «آقا» سؤال کردند شغلشان چیست و او جواب داد استاد دانشگاه هستم.

فرزند دیگر این پیرزن شهید شده بود و فرزند دیگرش هم اگر اشتباه نکنم پزشک بود.

بعد هر چه آقا گفت که شما چه نیازی دارید، پیرزن جواب داد هیچ! فقط دلم می‌خواست شما را ببینم که دیدم. اگر امشب بمیرم، به همه آرزو‌هایم رسیده‌ام.

 «آقا» رو کردند به ما و گفتند استغناء طبع را ببینید؛ با این وضع زندگی و با اینکه مادر یک شهید است، هیچ توقعی از نظام ندارد. این‌ها سرمایه واقعی کشور هستند.

 

منبعغ: فارس




      

به نظر می رسد دانشگاه آزاد غیراسلامی برای جبران صندلی های خالی دانشگاه خود که بخاطر سیاست های کنترلی رشد جمعیت که در دهه 60 و 70 وضع شد و در نتیجه آن کشور با کاهش زادوولد مواجه گردید، در پی جذب دانشجو از راه تحریک و تبلیغ جنسی است.

ابلاغ بخشنامه  ترویج بی‌حجابی از سوی حراست دانشگاه آزاد غیر اسلامی خود بیانگر این موضوع است که دانشگاه آزاد می خواهد با تبلیغات جنسی صندلی های خالی دانشگاه خود را پر نماید و گرنه چه دلیلی دارد این بخشنامه در سالی ابلاغ می شود که بنام فرهنگ نامگذاری شده است؟

البته شاید روی دیگر قضیه بلهوسی مسئولین دانشگاه آزاد باشد که می خواهند چشم های هیز خود را به روی تن فروشان بازکنند و در خور نام دانشگاهشان به دانشجویان آزادی بدهند. از این رو باید شعار دانشگاه آزاد را اینگونه بیان کرد : بی حجابی از شما نمره دادن از ما.

شعار جدید دانشگاه آزاد غیر اسلامی

اما اوج بی چشم و رویی زمانیست که مسئولین دانشگاه آزاد در رسانه ها از ابلاغ این بخشنامه تأسف بار حمایت هم می کنند و می گویند این بخشنامه با موازین اسلامی وضع شده است و بدحجابی با آموزه‌های قرآنی و آشنایی با معارف قرآن و اهل بیت و سبک زندگی ائمه اطهار و بزرگواران دین و دانش، قلب‌ها سلیم و باطن‌ها پاک می‌شوند نه با برخورد حراست.

این در حالیست که قرآن و اهل بیت بر اهمیت امر به معروف و نهی از منکر تأکید کرده اند. درست است که راه برخورد با مسئله حجاب خشونت نیست اما تذکر دادن و دعوت به رعایت حجاب و عفاف آن هم در محیطی مثل دانشگاه الزامیست.

جا دارد صلواتی به روح دکتر محمد صادق صادقی اولین رئیس دانشگاه آزاد واحد علی آبادکتول و نماینده مردم علی آباد کتول که در سانحه هوایی  یاک 40 در اردیبهشت ماه سال 80 به همراه تمامی نمایندگان استان گلستان به سوی معبود پر کشید بفرستیم چراکه ایشان داشتن چادر را برای ورود به دانشگاه آزاد علی آباد برای تمامی دختران دانشجو برای حفظ حجاب و عفاف اجباری کرده بودند. روحش شاد و یادش گرامی.




      
 

رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای هیأت دولت:

در چهارمین روز از هفته دولت، رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت با حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

به گزارش گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت، ایجاد آرامش روحی و روانی در جامعه، کنترل تورم، تثبیت قیمت ارز و اجرای طرح نظام سلامت را از اقدامات با ارزش و خوب دولت یازدهم در یکسال گذشته برشمردند و همه دولتمردان را به حفظ و تقویت جهت گیری و روحیه انقلابی، تکیه بر ظرفیت ها و تولید داخلی، اجرای دقیق سیاستهای اقتصاد مقاومتی، توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها، جدی گرفتن ادامه رشد علمی و تقویت شرکتهای دانش بنیان، موضع گیری صریح در قبال مسائل منطقه و جهانی بویژه دخالتهای امریکا، حفظ انسجام درونی دولت، رعایت خطوط قرمز و فاصله گذاریها بویژه در موضوع فتنه سال 88، و سعه صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه، توصیه کردند.


در این دیدار که به مناسبت هفته دولت برگزار شد، حضرت آیت الله خامنه ای با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر، جهت گیری و روحیه انقلابی و طلب رضای الهی را از مهمترین ویژگیهای این دو شهید بزرگوار دانستند و افزودند: باید همه ما به عنوان مسئولان نظام همواره جهت گیری و روحیه انقلابی را حفظ کنیم و هدف نیز کسب رضای الهی باشد.


رهبر انقلاب اسلامی با قدردانی از گزارش رئیس جمهور از عملکرد یکساله دولت یازدهم، گفتند: گزارش عملکرد دولت باید به افکار عمومی ارائه شود تا مردم ضمن اطلاع از اقدامات انجام گرفته، از کارها و برنامه های آینده نیز مطلع شوند.


حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ارائه گزارش عملکرد، موجب امیدواری مردم به آینده خواهد شد. البته باید دقت شود که در این گزارش ها، آمارها دقیق و بدور از اغراق باشند.


ایشان با تأکید بر اینکه یکی از برکات تغییر دولتها و روی کار آمدن دولتها با شعارهای جدید، ایجاد امید در مردم است، افزودند: باید این امید را در مردم حفظ و تقویت کرد که یکی از راههای تقویت آن، اطلاع افکار عمومی از کارهای انجام گرفته، است.


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: البته امید مردم فقط با ارائه گزارش، تقویت نخواهد شد بلکه مردم به دنبال عمل، و نتیجه عملی، صحبت ها هستند.


حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه چند توصیه مهم به دولت داشتند که «کار و فعالیت و خدمت مستمر به مردم» و «پرهیز از حاشیه سازی ها» اولین توصیه به دولتمردان بود.


حفظ انسجام درونی و شنیده شدن یک صدا از دولت، دومین توصیه رهبر انقلاب اسلامی بود.


حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: باید مراقبت شود تا در سخنان مسئولان دولتی تعارض وجود نداشته باشد و فلسفه تعیین سخنگو هم این است که از دولت صدای واحد در مسائل مختلف شنیده شود.


رهبر انقلاب اسلامی در توصیه سوم خود، دولتمردان را به پرهیز از دو قطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی سفارش کردند و گفتند: جناح بندیهای سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می شود.


چهارمین توصیه حضرت آیت الله خامنه ای عبور دولت از جناح بندی ها در مسائل سیاسی، بود که ایشان تأکید کردند: علائق اعضای دولت به برخی جناح های سیاسی اشکالی ندارد اما دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح بندیها شوند.


ایشان افزودند: در موضوع جناح بندی های سیاسی همواره تأکید بر رفاقت و اُنس با یکدیگر است اما در برخی موارد هم مسئله متفاوت است و باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.


رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مسئله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همانگونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.


حضرت آیت الله خامنه ای توصیه پنجم خود را به رعایت سعه صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه اختصاص دادند و گفتند: آقای رئیس جمهور از برخی انتقادها ناراحتند که البته در برخی موارد هم واقعاً حق با ایشان است و برخی انتقادها، تند و گاهی غیرمنصفانه هستند.


ایشان افزودند: لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی، پاسخ دهد زیرا در برخی موارد سکوت بهتر است ضمن آنکه هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود اینگونه نیست که حتماً در ذهن افراد جامعه تأثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد.


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: انتقاد باید باشد اما انتقاد باید با لحن خوب و منصفانه باشد و هدف از آن نیز بی آبرویی و سبک کردن طرف مقابل نباشد که این روش قطعاًَ غلط است.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: پاسخ به انتقادها هم باید منطقی و با خونسردی داده شود.


ایشان با تأکید بر اینکه انتقادهای منصفانه دشمنی نیست بلکه کمک به دولت است، گفتند: یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود.


رعایت انصاف در انتقاد از اقدامات و سیاستهای دولتهای گذشته، توصیه ششم رهبر انقلاب اسلامی به اعضای دولت بود.


حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: همواره دولتها نسبت به دوره های گذشته خود منتقد بوده اند که ایرادی هم ندارد اما این انتقاد نباید حالت اغراق آمیز و تخریب پیدا کند زیرا در روحیه مردم تأثیر بد می گذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن می کند.


ایشان با اشاره به برخی اظهارنظرهای مبالغه آمیز و غیرمنصفانه درخصوص دولت های گذشته افزودند: اگر در این اظهار نظرها بی انصافی شود، قطعاً در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بی انصافی خواهد شد. اگر برخی سیاست ها یا عملکردهای دوره گذشته را قبول نداریم، بهترین شیوه، اصلاح آن در عمل است و این روش، بهتر از اظهار نظر است.


موضع گیری صریح و قاطع در قبال مسائل منطقه ای و بین المللی، هفتمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی به دولت بود.


حضرت آیت الله خامنه ای موضع گیریهای دولت در یکسال گذشته را خوب ارزیابی کردند و گفتند: موضع گیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، غزه، سوریه، عراق، تکفیری ها و دخالت های امریکا، به نفع نظام جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد.


ایشان تأکید کردند: موضع گیری صریح و شفاف درخصوص این مسائل شاکله کلی نظام اسلامی و عقبه راهبردی نظام در میان ملتها را حفظ خواهد کرد.


توصیه هشتم رهبر انقلاب اسلامی تأکید بر ادامه پرشتاب رشد علمی کشور و حمایت از شرکتهای دانش بنیان و نقش تعیین کننده تحقیقات کاربردی و تحقیقات بنیانی بود.


حضرت آیت الله خامنه ای طرح نظام سلامت را یکی از اقدامات بسیار خوب دولت یازدهم برشمردند و در توصیه نهم خود گفتند: باید این طرح پشتیبانی شود و ادامه یابد، ضمن آنکه مراقبت شود برخی تصمیم ها، این طرح را به ضد خود تبدیل نکند.


توصیه های بعدی رهبر انقلاب اسلامی به دولت، عمدتاً توصیه های اقتصادی بود.


حضرت آیت الله خامنه ای در توصیه دهم خود با اشاره به لزوم تکیه بر توان و ظرفیت های داخلی و حمایت از تولید، افزودند: کلید رونق اقتصادی که مورد تأکید رئیس جمهور محترم نیز است، مسئله تولید است. باید با استفاده از ظرفیت های فراوان داخلی، تولید را به حرکت درآورد تا رونق اقتصادی و افزایش صادرات غیرنفتی محقق شود.


حضرت آیت الله خامنه ای، اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی را برای بالفعل کردن ظرفیت های داخلی و به حرکت درآوردن تولید، بسیار مهم دانستند و خاطرنشان کردند: دولت باید بسته سیاستهای اقتصادی خود را با سیاستهای اقتصاد مقاومتی تطبیق دهد و مواردی را که غیرمنطبق با این سیاستها است، حذف کند.


ایشان، تثبیت قیمت ارز و کنترل تورم را از اقدامات با ارزش دولت در یکسال گذشته برشمردند و افزودند: نباید به این اقدامات بسنده کرد زیرا این موارد، قدمهای اول هستند.


رهبر انقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی کنونی کشور را بنگاه داری بانک ها دانستند و تأکید کردند: دولت باید این موضوع را بطور جدی پیگیری و حل کند زیرا بانکها باید در خدمت تولید باشند و اگر در خدمت تولید قرار گیرند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.


توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها توصیه یازدهم حضرت آیت الله خامنه ای به دولت بود.


ایشان تأکید کردند: صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخشهای راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه ای داشته باشد.


رهبر انقلاب اسلامی همچنین خاطرنشان کردند: راه توسعه روستاها، ایجاد صنایع تبدیلی در روستاها است.


حضرت آیت الله خامنه ای، اهمیت ویژه بخش معدن و ارزش افزوده و اشتغال زایی این بخش را به عنوان توصیه دوازدهم بیان کردند و سپس با اشاره به ضررها و زیان های واردات بی رویه و تاثیر منفی آن بر تولید داخلی ، توصیه سیزدهم خود را به این موضوع اختصاص دادند.


رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه موضوع واردات ، فقط از طریق تعرفه حل نخواهد شد ،
  افزودند: دولت باید درخصوص واردات کالاهای غیر ضروری و تجملی سخت گیری بیشتری انجام دهد و اِعمال قدرت کند.


چهاردهمین توصیه رهبر انقلاب اسلامی درخصوص آب کشاورزی بود که حضرت آیت الله خامنه ای ضمن تأیید سیاستهای وزارت نیرو درخصوص آب، گفتند: یکی از راه حل های جدی برای مشکل آب در کشور، صرفه جویی در آب کشاورزی از طریق استفاده از شیوه های نوین آبیاری بویژه آبیاری تحت فشار است.


توجه جدی برای تکمیل مسکن مهر، پانزدهمین و آخرین توصیه رهبر انقلاب اسلامی به دولت بود.


حضرت آیت الله خامنه ای گفتند: اگر احتمالا با اصل طرح مسکن مهر و یا نحوه تزریق اعتبارهای بانکی به آن مخالفتی وجود دارد ، اما این را هم بدانیم که اکنون چند میلیون نفر چشم انتظار تکمیل مسکن مهر هستند و باید این کار بطور جدی پیگیری شود و به اتمام برسد.


رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنان خود، خطاب به اعضای دولت یازدهم گفتند: به خدا تکیه و به او توکل کنید اگر به کمک خداوند امیدوار باشید، قطعاً پروردگار هم به شما کمک خواهد کرد و این راهم بدانید که موفقیت شما، موفقیت و سرافرازی نظام اسلامی است.


پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، حجت الاسلام و المسلمین روحانی رئیس جمهور، گزارشی از عملکرد یکساله دولت بیان کرد.


آقای روحانی با اشاره به تحقق حماسه سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، گفت: تمام تلاش دولت حرکت به سمت ثبات و آرامش در جامعه و امیدوار کردن مردم به آینده‌ی رشد و توسعه کشور بوده است و امروز دولت، مهمترین دستاورد خود را ایجاد همین آرامش و طمأنینه می‌داند.


رئیس جمهور سپس به بیان آمارهایی از تغییرات در برخی شاخصهای اقتصادی پرداخت و خاطرنشان کرد: برنامه دولت در ابتدای کار بر مهار رشد نرخ سریع تورم متمرکز بود و بر اساس وعده داده شده به مردم، تورم در پایان سال 92 به کمتر از 35 درصد کاهش یافت که این رقم در پایان سال جاری به کمتر از 20 درصد خواهد رسید، همچنین امیدواریم در پایان سال 95، برای اولین بار نرخ تورم در کشور تک رقمی شود.


آقای روحانی گفت: در کنار مشکل تورم، رکود بی سابقه در دو سال پیاپیِ 91 و 92، یکی دیگر از مشکلات دولت در آغاز کار بود و دولت برای خروج از رکود پس از ماهها برنامه ریزی، بسته سیاستی مناسبی را تهیه کرد.


رئیس جمهور رشد تولید در بخشهای «نفت و گاز، کشاورزی، صنایع و معادن» و افزایش ورود گردشگر خارجی به کشور را از جمله نشانه‌های آغاز رونق و رشد مثبت اقتصادی برشمرد و افزود: البته برای خروج از رکود، سیاستهای اقتصاد مقاومتی که مبتنی بر اتکا به تولید داخل و افزایش صادرات غیر نفتی است، مورد توجه جدی دولت قرار دارد.


وی مسئله اشتغال و حل مشکل بیکاری را دغدغه دیگر دولت خواند و خاطرنشان کرد: دولت باید برای حل این مشکل اقداماتی فوری در بستر افزایش رونق اقتصادی و سرمایه‌گذاری انجام دهد.


آقای روحانی در بخش دیگری از گزارش خود به اقدامات دولت در بخش آب و مشکلات جدی در تأمین آب کشاورزی، صنعتی و حتی آب شرب اشاره کرد و با تشکر از حمایت و کمک رهبر معظم انقلاب در اجرای این طرحهای مهم و زیربنایی، گفت: 10 میلیارد دلار در این بخش سرمایه‌گذاری و 12 میلیارد متر مکعب آب در ظرف 4 سال آینده مهار خواهد شد.


رئیس جمهور با اشاره به نگرانیهای موجود در تأمین برق نیز، راه حل این مشکل را تشویق سرمایه‌داران و کارآفرینان برای سرمایه‌گذاری در این بخش عنوان کرد.


گزارش آقای روحانی با بیان اقدامات انجام شده در افزایش ظرفیت تولید نفت و گاز به 3 میلیون و 700 هزار بشکه ادامه یافت. رئیس جمهور همچنین گفت: تلاش می کنیم تا ابتدای زمستان سال جاری، 100 میلیون متر مکعب به تولید روزانه گاز و در سال آینده نیز 100 میلیون متر مکعب دیگر به تولید روزانه افزوده شود.


وی با اشاره به مشکلات زیست محیطی در مناطقی نظیر دریاچه ارومیه، دریاچه هامون، جنگلهای بلوط و همچنین معضل ورود ریزگردها به کشور، افزود: این مسائل هنوز بطور کامل رفع نشده اما دولت مصمم به پیگیری و رفع نگرانیهاست.


آقای روحانی سپس به کسری بودجه 14 هزار میلیارد تومانی ناشی از پرداخت یارانه نقدی تا قبل از اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها اشاره کرد و افزود: با اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی در یک شیب ملایم، این کسری جبران و بخشی از منابع حاصله نیز صرف اجرای طرح تحول سلامت شد.


رئیس‌جمهور، کنترل و تثبیت قیمت دارو و کاهش قیمت داروهای خارجی و لوازم پزشکی و همچنین کاهش سهم مردم از هزینه درمان در بیمارستانها از 35 درصد به کمتر از 10 درصد و اعزام متخصصان به مناطق محروم را از دستاوردهای مهم دولت در بخش سلامت برشمرد و گفت: اجرای بیمه همگانی سلامت نیز از جمله موفقیتهای دولت در این بخش است.


وی برنامه دولت در زمینه تأمین امنیت غذایی، طرحهای مربوط به سواحل مکران و انجام 7 سفر استانی با دادن تعهدات قابل اجرا به مردم را از دیگر اقدامات دولت در یکسال گذشته خواند و افزود: در بخش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آرامش، همدلی، وحدت و انسجام ملی افزایش یافته است.


رئیس جمهور سپس به تشریح رویکرد سیاست خارجی دولت پرداخت.


آقای روحانی افزود: دولت در حمایت از مردم عراق، سوریه، لبنان و بخصوص مردم فلسطین، همه توان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی خود را بکار گرفته است.


وی اظهار امیدواری کرد آینده‌ی منطقه شاهد پیروزی ملتهای منطقه علیه تروریسم و رژیم جنایتکار صهیونیستی و بازگشت آرامش باشد.


رئیس جمهور همچنین از کوتاه شدن دیوار «ایران هراسی» در افکار عمومی دنیا خبر داد و در خصوص تحریمهای ظالمانه علیه کشور نیز گفت: قدمهایی در زمینه کاهش و رفع تحریمها برداشته شده و قدمهای بسیار زیادی نیز پیش روی دولت است.


آقای روحانی در خصوص راهبرد مذاکراتی دولت نیز گفت: طرف ایرانی، منطق و شفافیت و صلح خواهی خود را نشان داده و مذاکرات را بگونه‌ای ادامه خواهیم داد که اگر زیاده‌خواهی برخی قدرتها مانع از موفقیت مذاکرات شد، افکار عمومی دنیا مسئولیت آن را متوجه همان زیاده‌خواهان کند.


رئیس جمهور سپس با مقایسه وضعیت 3 دوره هشت ساله شروع بکار دولتها تا قبل از دولت یازدهم از لحاظ شاخص تورم و رشد اقتصادی، محور پایانی سخنان خود را به ضرورت کمک و حمایت همه دستگاهها به دولت برای عبور از این شرایط سخت اختصاص داد و گفت: دولت همواره توفیقات خود را مرهون لطف خداوند، توجهات حضرت ولی‌عصر(عج)، حمایت مردم و هدایتها و کمکهای رهبر معظم انقلاب می‌داند.

 




      

به نام خدا و باز هم بی مقدمه :

پدر کجاست ؟ صبح تا شب سر کار

مادر چه ؟ صبح تا عصر سر کار

بچه چه طور ؟ صبح تا غروب تک و تنها در خانه ...

ماهواره ، اینترنت و ... هم که روبه راهِ رو به راه ...

آخر آن بچه چه گناهی دارد که به پای ندانستن های ما آینده اش بسوزد و نابود شود ...

یکدفعه آمار بلوغ به نزدیکی 12 سال در پسر ها میرسد !!!

بعد میبینیم خانواده مذهبی است ، اما بچه ؟ - 360 درجه متفاوت ...

اصلا مگر این نوع آرایش ها ، این لباس های لختی و عریان گونه ، این همه بی بند و باری ، این مدل موهایِ به حساب خودشان فَشِن ، این مُد ها و و و .... از کجا آمده اند ؟

آمدند گفتند شما در کشورتان آزادی ندارید ، آی ی ی ی ، داد ، هَوار ، بوق ، کرنا ، ایران نمیگذارد مردمانش ماهواره داشته باشند ، اینترنت هایشان فیلتر دارد و ...

خوب حالا که به راحتی ماهواره و اینترنت و... را حتی در خانواده های مذهبی مان هم جا داده اند ، حالا افسار آمد دستشان ، و به هر طرف میخواهند میکشند و میرانند ...

یکدفعه میبینی در کشور تَبِ ساپورت پوشی بالا گرفت ...

البته هنوز خیلی از خانواده های مذهبی ما گیر این مسائل هم نیستند .

عده ای دقیقا برعکس این مورد دو دستی چسبیده اند به تربیت فرزند و... بعد میبینی بچه اش یا حافظ قرآن شد ، یا قاری و یا...

بله دیگر ...

نظامی که نمیشود حمله کرد ...

تحریم هم که نشد ...

اقتصادی هم که اصلاً ...

پس چگونه از داخل ، کشور را خراب کنیم ؟ یا به عبارتی عامیانه تر بپُکانیم ؟

فـــــرهـــــنـــــگ

به نظرم اگر یک نفر را بیاوریم و به عنوان فردی بی طرف بنشیند واین تهاجم ها را ببیند و دو دو تا چهار تا کند ، ماهواره که سهل است ، حتی شاید تلوزیون را هم برای خودش حرام کند ...

دجال های آخرالزمانی را با چشم باز و تیز و بابصیرت کامل ببینیم ...

اصلا در روایات هم داریم ، خیلی ها توسط دجال به راه های منحرفی کشیده میشوند ...

حالا از این ماهواره برایتان یک خاطره بگویم که ببینید ، همین ماهواره ، چه ها که با مردم مومن ما نکرده است  ...

جایتان خالیست ، چند وقت است که داریم با دوستانِ گل به دوره ی تکمیلی 45 روزه میرویم ، در یکی از کلاس هایِ آن به نام کلاس عقیدتی ، استادی برایمان آمده بود به نامِ حاج آقایِ آزادی که واقعا از اوضاعِ کنونی جامعه و بیکار نشستن مذهبی ها و... خیلی ناراحت و نگران بود ...

البته ناگفته نماند که این حاج آقا کارشناس ارشد روان پزشکی و زبان بود که واقعا معلوم بود که با مطالعات حرف میزد ...

واقعاً چیزهایی برایِ ما تعریف میکرد که شنیدن آنها قلبِ همه ی ماها رو به درد خواهد آورد ...

از دختران هرزه ی ایرانی که با نام اسلام و ایران و شیعه خودشان را برای اعمال حرام و فحشا و فساد میفروشند میگفت ...

واقعا دیگر چه میشود گفت ؟

میگفت در دُبی ، به ایرانی میگویند ، "ایرانی نَجِس" با ایرانی معامله نکنید ...

خوب این حرف یعنی چه ؟ چه چیزی را میرساند ؟

یکی دیگر هم که الان به یادم آمد : چند وقتِ پیش دایی ام به مسافرت به قرقیزستان رفته بود ، حالا کارندارم از خاطرات و ... همین قدر خدمتتان عرض کنم که ایشان میگفت : در همان قرقیزستان زنانشان کم تر از اینجا آرایش میکردند و به خیابان می آمدند ، حتی شاید در برخی موارد وضعشان (به لحاظ ظاهری) بهتر هم بود ...

 

رفقا ؛ آمارِ طلاق ، فساد ، فحشا ، بی بند و باری و ... دارد به اوج میرسد و زیاد میشود و حتی بعضاً در داخل این خانواده هایِ مذهبی ما ، هم شاید کم و بیش بوجود می آید و دامن گیرشان میشود ... حواسمان نیست ...

در مطلب قبلی هم گفتم که چه راحت دشمن حتی به داخل خانه های ما هم نفوذ کرده ... آتشی را به داخل مردم ما انداخته و خودش دارد نگاه میکند و این آتش خودش شعله ور تر میشود و کسی هم نیست که حداقل یک سطل آب بریزد و هر از چند گاهی هم که میبیند یک کم شعله کمتر میشود چند  قطره ی کوچک بنزین میریزد و دوباره به نگاه کردن خود ادامه میدهد ...

خدا نکند این آتش دامن خانواده هایِ مذهبی مارا هم بگیرد ...

حالا این را بشنوید :

این را میگویم که بفهمیم حتی در روستاهایِ دور افتاده ی ما که نان شبشان را هم به زور در می آورند چقدر دشمن کار کرده و ما بیکار نشستیم ....

چندین وقت پیش ، یک اردویِ جهادی با دوستان رفتیم ...

مسئول فرهنگی اردو میگفت : که این خانواده ها بسیار فقیر و بد بخت و ... هستند و ...

حالا کار نداریم ...

فقط همین قدر بگم که چند قِرانی رو که به زور در می آوردند را میدادند به پول بنزین موتور خود که تا شهر بروند و نفت بخرند و شب بیایند در موتور برقشان بریزند تا بشینند ماهواره و انواع فیلم های ... را نگاه کنند ...

بله .. دشمن فکر اینجا ها را هم کرده ...

در این روستایی که اصلاً موبایل آنتن نمی داد اکثریت اهالی به خصوص جوان ها موبایل داشتند که سر بسته خدمتتان میگم که فیلم های سکس و ... رو با بلوتوث برای هم میریختند .

موبایل را فقط برایِ همین میخواستند ...

مشکل اصلی کجاست؟ چیست؟

یکی دیگر هم که بخواهم برایتان بگویم این است که سُنّی هایِ وهابی می آمدند و به هر خانواده ای که بچه دارد 100 ، 200 ، 300، هزار تومان میدادند که کار نداریم چقدر برایشان حتی 100 تا تک تومانی مهم است این مبالغ را میدادند که فقط نام بچه اش را بگذارد عُمَر که وقتی بزرگ شد با شیعه و امام علی(ع) مخالفت کند ...

آیا این حَقّش است ؟؟؟

این همه کم کاری ها از کیست ؟؟؟

من مانده ام که به مسئولان فرهنگی اصلا چه و از کجا بگویم ؟

حالا شما ببینید ،،، مشکلات که یکی 2 تا نیست ...

ما نمیدانیم این لُختی ها و بدحجابی ها را از داخل خیابان ها جمع کنیم و یا آن ها را از روستاها ؟؟؟

حالا به نظرتان اینها همه به چه بر میگردد ؟

به نظر من اگر ماهواره حل شود نزدیک به 80% کارِ ما حل شده است ...

برخی از عُلما میگویند : فکر گناه هم گناه است . دیگر چه برسد به انجام گناه کبیره ... وای ...

اگر قرار باشد اینگونه پیش برویم و دشمن هم آن گونه ،  50 سال دیگر ایران کجاست ؟

خیلی سرتان را به درد آوردم ...

عذر خواهم ...

امیدوارم فقط حرف نزنیم و کمی چاشنی عمل هم به حرفهایمان اضافه کنیم ...

التماس دعا ...

 




      
<   <<   41   42   43   44   45   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ اگر من ...