سفارش تبلیغ
صبا ویژن

سید جواد حسینی کیا نماینده مردم سنقر در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری بسیج با اشاره به نقش مخرب ماهواره و شبکه های اجتماعی در ترویج بی بند و باری در کشور اظهار داشت: ماهواره یکی از رسانه هایی است که خواستار نابودی خانواده در جامعه اسلامی ایرانی است و در طول این سالها تمام تلاش خود را در راستای این هدف به کار گرفته است.

 

وی با بیان آثار و نتایج اسفبار استفاده از ماهواره و فضای مجازی افزود: تمام تلاش این رسانه ها در جهت قداست زدایی از ارزش های دینی و ضربه به کیان خانواده است.

 

این نماینده مجلس خاطر نشان کرد: افرادی که محتوای فاسد و غیر اخلاقی ماهواره ها را تماشا می کنند معمولاً دچار مشکلات اخلاقی و خانوادگی شده و آسیب های زیادی در این خصوص می بینند.

 

حسینی کیا تأکید کرد: رسالت اصلی مسئولان روشنگری نسل جوان نسبت به محتوای فاسد ماهواره و شبکه های اجتماعی است که به تدریج افراد را به سمت بی تفاوتی نسبت به ارزش ها و اصول اخلاقی سوق می دهد.

 

نماینده مردم سنقر در مجلس شورای اسلامی بیان داشت: دولت باید با اهتمام جدی با این قضیه برخورد کند و رسانه ها، اساتید و فرهیختگان با عزم جدی این مسئله را پیگیری و حل کنند و نسل آینده را در برابر آفت های این شبکه های مخرب حفظ کنند.




      

 

محمدرضا باقری در مطلبی نوشت: فیلمقصه ها که اکران شد و اعتراض ها که بالا گرفت، وزیر ارشاد مدعی شد اصلا سئوال ما این است که این فیلم چطور مجوز ساخت گرفته است؟

همین چند وقت پیش بود که فیلم 50 کیلو آلبالو که دوبار مجوز ساخت و یک بار پروانه مجوز از وزارت ارشاد گرفته است، و یک بار 17 اصلاحیه و بار دیگر 15 بار اصلاحیه خورده بوده،به دستور وزیر ارشاد به خاطر مضمون بد آن، از سینماهای کشور جمع آوری شد.

فیلم بارکد هم که ابتدا فقط صدای خواننده زیرزمینی از آن حذف شده بود، بعد از دو هفته اکران، روی پرده اصلاحات جدی خورد و مجوز نمایشش به نوعی ترمیم شد.

چند روز است دوباره بحث فیلم عبدالرضا کاهانی، «ارادتمند...» مطرح است که این فیلم چطور پروانه ساخت گرفته است، که حالا همه اعضای شورای پروانه نمایش می گویند فیلم نه اصلاح پذیر است و نه قابل اکران!

حالا سریال جدیدی هم به بازار نمایش خانگی آمده که از شورای پروانه نمایش مجوز دارد و در آن بسیاری از کلمات رکیک استفاده شده که خود اعضای شورا گفته اند که بله! ما اینها را حذف کردیم، ولی نمی دانیم چرا هنوز در فیلم وجود دارند؟

حالا سئوال اصلی این است که در وزارت ارشاد چه خبر است؟ شورای پروانه ساخت و شورای پروانه نمایش چه کار می کنند؟ رییس سازمان سینمایی چه می کند؟ وزیر چه کار می کند؟ چرا اینقدر این ها با هم هماهنگند. خدا وکیلی اگر این وضعیت اسمش ولنگاری فرهنگی نیست، پس چیست؟




      

فاطمه افشاریان شاعر جوان کشورمان با بیان دلیل ورود به حوزه شعر و ادبیات گفت: مهترین دلیل ورود من به این عرصه دیدار با رهبر معظم انقلاب بود و این دیدار را همیشه به‌عنوان یکی از آرزوهایم در ذهن داشتم.

افشاریان در ادامه گفت: از چهار سال گذشته که متوجه برگزاری چنین دیداری شدم به عشق دیدار حضرت آقا و با توجه به ذوق و علاقه‌ای هم که در حوزه ادبیات داشتم به صورت جدی وارد این حوزه شدم. پدرم جانباز شیمیایی بود و همیشه دوست داشت به دیدار ایشان برود اما نتوانستند و به شهادت رسیدند و من توانستم آرزوی پدرم را برآورده کنم.فاطمه افشاریان، شاعر دیدار با حضرت آقا، انگیزه زن جوان برای شاعری

این شاعر جوان با اشاره به تأثیرات دیدار شاعران با رهبر انقلاب گفت: این دیدار می تواند انگیزه شاعران را به خصوص شاعران جوان را بالا ببرد و با توجه به رهنمودها و نگاه کارشناسانه رهبر انقلاب به شعر می‌تواند کمک خوبی به شعرا کند تا بتوانند بهتر و پویاتر عمل کنند.

افشاریان باتوجه به ورود به حوزه شعر آیینی گفت:  با توجه به علاقه و اعتقادات درونی‌ام وارد این حوزه شدم تا بتوانم در این حوزه خدمتی به حوزه معارف اسلامی و فکری کنم. معتقدم باید به حوزه شعر آیینی توجه بیشتری شود تا بتوان معارف اهل بیت و مبانی اسلامی را بیشتر ترویج دهیم. امیدوارم ما شاعران جوان در آینده بتوانیم در این حوزه بهتر و مفیدتر کار کنیم.

وی با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب پیرامون موضع داشتن شاعر در تمامی حوزه‌ها گفت: من قبل از دیدار با حضرت آقا و شنیدن بیانات ایشان کمتر در اشعارم موضع گیری داشتم ولی پس از شنیدن سخنان ایشان در این چند روزه سعی کردم در اشعارم این موضع گیری را لحاظ کنم و فکر می کنم این را باید به عنوان یک اصل مد نظر قرار بدهم.

این شاعر جوان با اشاره به فعالیت شاعران در فضای مجازی گفت: همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند ملاک شعر خوب نمی تواند میزان لایک افراد عزیز و عادی کشورمان باشد. ملاک شعر خوب تایید و نظرات افراد متخصص این حوزه است.

وی ادامه داد: فعالیت در این حوزه نمی تواند در معرفی شاعر کافی باشد و یکی از آسیب‌های این فضا این است که نمی توان به راحتی فرق میان شاعر و متشاعر را تشخیص داد. آسیب دیگری که در این فضا وجود دارد این است که محتوا و نام شاعر در بیشتر مواقع گم می‌شود.

این شاعر آیینی در خصوص لزوم برگزاری محافل ادبی برای شاعران جوان گفت: باید کنگره‌ها و محفل‌های ادبی بیشتری در سطح کشور برگزار شود. البته این محفل‌ها به نوعی در حال برگزاری است ولی در بعضی اوقات کیفیت این محافل خیلی پایین تر از سطح و جریان شعر کشور است. باید این جلسات با کیفیت خوب و در سطح بالا برگزار شود تا شاعران جوان بتوانند ضعف های خود را شناسایی کنند و همچنین بتوانند خود و شعرشان را به جامعه معرفی کنند.

وی با توجه به حمایت‌‌های نهادها در حوزه ادبیات و شعر گفت: در حال حاضر مرکز آفرینش‌های هنری حوزه هنری به همت آقای علیرضا قزوه در حال فعالیت هستند و توانسته‌اند به خوبی در جهت رشد و حمایت شاعران جوان  قدم بردارند.البته با نهادها و سازمانهای مرتبط دیگری هم به این امر اهتمام بیشتری داشته باشند.

 

افشاریان در پایان با اشاره به چاپ اولین کتاب خود در آینده گفت: امیدورام بتوانم امسال با مشورت بزرگان و اساتید اولین کتاب خود را به چاپ برسانم




      
واقعیتش را بخواهید نه اینکه دلمان بتپد برای مردهایی که با "پیلی" بیشتر شلوار حال می کردند و نه آنکه بخواهیم حرف از آنها بزنیم که اگر اشتباهی به جای اینکه "شارب" را کمی کوتاه کنند، کمی به طرف انتهای سبیل متمایل می شدند، چند روزی بیرون از خانه آفتابی نمی شدند، اما دلمان برای مردهای مردانه کمی تنگ شده.
فکر می کردیم بکش و خوشگلم کن پیر و جوان و زن و مرد  می شناسد و قرار نیست روزی، بین بحث های مردانه، جملات طولانی از معرفی دکترهای زیبایی و عمل های جدید بشنویم.
قدیم ترها مشتری های مطب دکترهای زیبایی و جراحان پلاستیک دختران جوانی بودند که یا می خواستند بینی شان را کوچک و سربالا کنند یا گردی گونه هایشان را به رخ هم سن و سال ها و دوست و آشنا بکشند و این قدیم تر ها که می گوییم، به سن و سال همه خوانندگان قد می دهد.
اما حالا حکایت برابری رقابت گونه مرد و زن در جامعه، آنهم وقتی پای خوشگلی به میان می آید بیشتر نمود پیدا می کند و مردهایی که تا دیروز یک تار سیبیلشان ارزش گرو گذاشتن داشت حالا به مشتری های پر و پا قرص مطب ها و کلینیک های زیبایی تبدیل شده اند تا صفت نو کیسه، بیشتر برای عده ای از آنها قابل لمس باشد. 
گشت و گذاری در کلینیک‌های زیبایی مردانه/ از عمل بینی با وام قرض‌الحسنه تا رونق «جراحی لبخند»

(تصویر تزئینی و مربوط به پسری است که 90 بار عمل جراحی انجام داده است!)
نمی خواهیم بگوییم، اکثریت مردان جامعه اینگونه اند – که قطعا نیستند- اما رشد این مسابقات و این دغدغه ها، جای نگرانی و پرداختن دارد. با اینکه آمارهای گاه و بیگاه و البته غیر موثق از برخی جراحان زیبایی حکایت از رشد بی رویه اینگونه جراحی ها در مردان ایرانی دارد - تا جاییکه گفته شده 35درصد از مراجعان به کلینیک های زیبایی را مردان تشکیل می دهند-، اما وقتی پا به میدان بگذاری و سری به بازار داغ عمل های جراحی زیبایی بزنیم خیلی از چیزها برایمان روشن می شود.
در این شرایط سخت اقتصادی که خانواده های بسیاری برای گذران زندگی خود بامشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می کنند عده ای از پسران نوجوان و جوان تا انهایی که به قول قدیمی ها سن و سالی هم از سر گذرانده اند و باید به فکرسر و سامان دادن بچه هایشان باشند، در مطب های زیبایی به دنبال خوشگل تر شدن هستند.
از قدیم گفته اند شنیدن کی بود مانند دیدن. اینکه در خبرها بخوانیم و بشنویم بخشی از مردهای کشورمان برای اینکه از جمعیت خانم ها کم نیاورند مطب های زیبایی را قرق کرده اند یک بحث است  و دیدن آدم هایی که برای خوشگل تر و جوان شدن حاضرند با پرداخت هزینه های سرسام آور خودشان را زیر تیغ جراحی بسپارند بحثی دیگر است.
به یکی از کلینیک‌های زیبایی در حوالی بلوار میرداماد می روم. جائیکه که صفر تا صد خدمات زیبایی را ارائه می‌دهد  و با چندساعت وقت گذاشتن خیلی راحت می‌شود آدم‌هایی را پیدا کرد که  برای کمی زیباتر شدن زیر تیغ جراح می‌روند.
پیدا کردن مردی که از وضعیت ظاهری‌اش چندان دل خوشی ندارد و برای تغییر در شرایط ظاهری اش دنبال راه چاره می گردد، آنهم در کلینیکی در شمال تهران چندان کار سختی نیست. امیر جوانی 32ساله است و در یک شرکت مهندسی برای خودش برو بیایی دارد. درهمان نگاه اول ایراد خاصی در چهره اش نمی بینم و بالاخره دل را به دریا می زنم و بی رو دربایستی می پرسم شما می خواهید چه جراحی انجام دهید؟
رنگ صورتش عوض می شود و با اندک تاملی می گوید: اتوپلاستی.
گشت و گذاری در کلینیک‌های زیبایی مردانه/ از عمل بینی با وام قرض‌الحسنه تا رونق «جراحی لبخند»نام این عمل را تابحال نشنیده ام. تعجبم را که می بیند حرفش را تکمیل می کند و می گوید از بچگی از اینکه گوش‌هایم کمی بزرگتر و رو به بیرون بود، ناراحت بودم. شاید برای بقیه چندان مهم نبود و به چشمشان نمی آمد ولی خودم از این موضوع ناراحت بودم. حالاکه از لحاظ مالی در شرایطی هستم که می توانم جراحی کنم، می خواهم گوش‌هایم را از این حالت درآورم.
با اینکه هرچقدر دقت میکنم، چنین مشکلی را در صورتش نمی بینم، ادامه می دهد: راستش با اینکه از تحصیلات بالا و سطح درآمدی خوبی هم برخوردار هستم اما اعتماد به نفس کافی برای خواستگاری رفتن را ندارم. حالا می خواهم عمل کنم و تنها چیزی که برایم مهم است خوش فرم شدن گوش هایم است و شاید در مرحله بعد فک پایینم.
برای اینکه جمله ای گفته باشم، می پرسم: خطر ندارد؟ با اندکی تامب می گوید: دکتر گفته ممکن است در قسمت سر یا گوشم احساس بی حسی دائمی داشته باشم ولی برایم مهم نیست و به هر طریقی که شده این کار را انجام خواهم داد.
جراحی بینی با وام قرض الحسنه
نیم ساعتی هست که پیرمردی حدودا 60 ساله توجهم را به خودش جلب کرده. سر و وضع ظاهری‌اش نشان می دهد پولدار است و مشکلی برای پرداخت هزینه های جراحی ندارد. پرسنل کلینیک آقای دکتر صدایش می زنند و خیلی ویژه دنبال کارهای آقای دکتر هستند.
کمی کنجکاوی را چاشنی کار می کنم تا بالاخره متوجه می شوم آقای دکتر برای لیفت یا همان بالا کشیدن ابروها مراجعه کرده است.  تمام تلاشم را می کنم تا کمی با دکتر گرم بگیرم تا بفهمم چرا با این سن و سال و شرایط اجتماعی و اقتصادی که دارد به فکر جراحی افتاده است.
با لبخند میگویم شما که ماشالله جوان مانده اید و نیاز به جراحی ندارید.
با خوشرویی نگاهم می کند و میگوید آدم باید در هر سن وسالی به خودش برسد. من فقط می خواهم به چهره ای که چند سال قبل داشتم برگردم و قصدم از جراحی، زیبایی نیست! با لحنی فیلسوفانه ادامه می دهد: راستش را بخواهی تاثیر پیری چهره ام را روی ذهنم می بینم. 
برای آنکه بحث را تلطیف کنم، با خنده می گویم نکند قصد تجدید فراش دارید؟ ظاهرا به خال زده ام، چون از حرفم چندان خوشش نمی آید و پس از نگاهی در آینده و بالا دادن ابروهایش، می گوید: اگر داشته باشم مشکلی دارد؟!
مرد و زن های زیادی اینجا در رفت و آمدند. البته همچنان بیشتر مراجعین خانم ها هستند و البته در بینشان می توان مردهایی را هم پیدا کرد که کاندیدای انجام اعمال زیبایی شده اند. 
پسری تقریبا سی ساله با سری پانسمان شده از اتاق بیرون می آید. سر پانسمان شده اش جای هیچ سوالی باقی نمی گذارد چون مشخص است برای کاشت مو آمده است. 
می پرسم راستی چقدر هزینه تان شد؟ می گوید: فقط شش میلیون تومان. 
به یکی دیگر از کلینک های زیبایی در همین محدوده می روم و به بهانه وقت گرفتن برای یکی از نزدیکان چند دقیقه ای را در سالن انتظار می‌گذرانم. حسابی سرشان شلوغ است و مشتری پشت مشتری در رفت و آمد. از خانم ها و آقایان جوان و بینی عمل کرده گرفته تا سن و سال دارهایی که برای بوتاکس و کشیدن پوست آمده اند.
از بین تمام کسانی که روی بینی هایشان چسب زده اند و نشانی از بینی جراحی شده را با خود حمل می کنند، پسری حدودا  بیست ساله توجه ام را جلب می کند. هنوز خون مردگی های پای چشمش از بین نرفته و حسابی درد دارد. 
وقتی می پرسم از عمل راضی هستی یا نه؟ می گوید:نمی دانم چه از آب دربیاید ولی همه از این دکتر تعریف می کردند. برای جراحی پنج میلیون و 300هزار تومان داده ام. تقریبا گرانتر از همه جا. 
از سن و سال و کار و بارش می پرسم و اینکه چه شد که تصمیم به عمل گرفتی؟ می گوید بیست و یک ساله ام و گرافیک می خوانم. راستش حس می کردم بینی ام بزرگ است. تو دانشگاه هم اعتماد به نفس نداشتم و فکر می کردم بین دوستانم یک چیزی کم دارم. بالاخره تصمیم خودم را گرفتم و با وجود مخالفت خانواده به خصوص پدرم، عمل کردم.
به کنایه می‌گویم حتما اندازه پول تو جیبی‌ات خرج کرده‌ای که پاسخش مرا به فکر فرو می‌برد: با قرضی که مادرم از صندوق قرض‌الحسنه‌ای که با دوستانش راه انداخته، عمل کرده‌ام و بعد از کمی خوب شدن، باید دنبال جور کردن قسط هایش باشم که خیلی هم زیاد است؛ ماهی 450 هزار تومان!
رقابت مردانه برای رسیدن به تیپ بهتر!
یک جستجوی کوتاه در میان تبلیغات متعدد این کلینیک ها آنهم با کلید واژه تناسب اندام در کوتاهترین زمان، نتایج جالبی به همراه دارد. لیست بلند بالایی از کلینیک های زیبایی و لاغری که لاغر کردن موضعی شما برای رسیدن به تناسب اندام تخصصشان است و حتی برای چند نوبت مراجعه اول حاضرند تخفیف های خوبی هم ارائه دهند.
به یکی از این کلینیک ها یا بهتر بگویم مطب ها در حوالی میدان ونک می روم. در این مورد خاص خیلی راحت می توانم از خودم مایه بگذارم و برای یکبار هم که شده از چاق بودنم احساس پولداری کنم!
باورش سخت است اما وقتی وارد مطب می‌شوم با صحنه جالبی مواجه می‌شوم. از شش نفر مراجعه کننده‌ای که منتظر نشسته‌اند 4 نفرشان مرد هستند و این یعنی اینکه با اعتماد به نفس قدم بردار، تو تنها نیستی.
همان ابتدای کار خانم منشی می‌پرسد: لاغری موضعی برای شکمتان می‌خواهید؟ به سبک همان پولدارها، جوابش را با بله‌ای کوتاه می‌دهم و منتظر می‌مانم تا توضیحات بیشتری بدهد. 
دلداری می‌دهد که تا دلتان بخواهد مشتری آقا داریم و اکثرا هم برای لاغری شکم و پهلو می‌آیند. «هزینه هر جلسه "کویتیشن با امواج اولتراسوند" 160هزار تومان است به نظر می رسد شما برای لاغری نیاز به ده تا 15جلسه دارید. البته بازهم دکتر باید ببیند و نظرش را بدهد.»

از یکی از مراجعه کننده ها که مردی حدودا 45 ساله است درباره لاغری موضعی می پرسم و اینکه آیا راضی هست یا نه ؟ می گوید راستش را بخواهی شکم بزرگ برایم معضل شده بود، وقت ورزش کردن و همت رژیم گرفتن هم نداشتم تا اینکه یکی از اقوام اینجا را معرفی کرد. امروز دومین جلسه است که می آیم. امیدوارم خوب باشد و بتوانم از شر این شکم بزرگ خلاص شوم. 

چند طبقه آنطرف‌تر، دکتر مهربان، تخصص ویژه‌ای دارد و آنهم درست کردن فک است. اعتماد به نفسم وقتی بیشتر می‌شود که می‌بینم آنهایی که در صف نشسته اند، وضعیت صورتشان بهتر از من است اما احساس می‌کنند نیاز به کمی بالا و پایین شدن دارد.

کنار دستی ام حسابی ساکت است اما بالاخره از کسی باید حرف کشید. صحبت را اینگونه آغاز می‌کنم که «شما هم حس می‌کنید فک من از کنار، کمی انحنا دارد؟» با کمی دقت، جوابی خنثی می دهد و وقتی می‌گویم برای شما که ایرادی ندارد ظاهرا، می گوید: «آشنایان به من گفته اند این دکتر تخصص ویژه‌ای دارد که با کمی تغییر در حالت فک، لبخند فرد، چندین برابر زیباتر و دلنشین تر می‌شود و جراحی‌اش هم سخت نیست. حالا امده ام شرایط را بپرسم!»

هوای گرم روزهای ابتدایی تابستان، فرصت فکر کردن را در خیابان را از انسان می‌گیرد اما می‌توانم جلوی یک مغازه بایستم، در شیشه ویترینش لبخندم را قیمت کنم و ابروهایم را بالا و پایین. قرار بود دکتر همین ها را برایم 20 میلیون فاکتور کند!



      

 

مسئله‌ی فرهنگ یک امر تجویزی و اجباری نیست. جنس فرهنگ و کار فرهنگی قطعا با یک کار نظامی متفاوت است. گوناگونی این دو امر آنقدر واضح و مبرهن است که هیچ انسان سلیم العقلی نمی تواند این دو مبحث را باهم خلط کند یا یکی را به جای دیگری به تصویر بکشد. مقوله هایی که از نظر جنس و ماهیت با هم فرق دارند، قاعدتا راهکارهای مغایری نیز می‌طلبند. جامعه پادگان نیست که آن را با زور و اجبار بتوانیم کنترل کنیم. نمی شود بالای سر مردم چوب گرفت و با کتک آنها را هدایت کرد. هیچکس در این موارد شکی ندارد اما...

جرم و به تبع آن شکل گیری قانون یک مقوله اساسی در تمام جوامع بشری محسوب می شود. از همان روزی که چند خانواده دور هم جمع شدند و روستاهای اولیه را به وجود آوردند، ریش سفیدانی به عنوان مظهر قانون‌گذاری و اجرا در جوامع مسئولیت قوه مجریه و قضاییه را به عهده گرفتند! بعدها با گسترش جوامع، تغییراتی را هم لزوما شکل گرفت؛ هم جرایم پیچیده تر شد و هم برخورد با مجرمان. تعاریفی هم از جرم ارائه شد. قانونگذار در ماده (2) قانونمجازات اسلامی کشور ما «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد» را جرم محسوب می­کند. این یک سوی قضیه است. از طرف دیگر با کسی که جرمی را علناً انجام می دهد و یا به طور سازماندهی شده دست به اقدامات خلاف قانون می زند و بر انجام یک خلاف اصرار دارد، باید به چه صورتی برخورد کرد؟

درباره حجاب شعار زیاد می دهند. بیش از 25 نهاد مختلف (از آموزش و پرورش و ارشاد گرفته تا مرکز امور زنان و حتی وزارت امور خارجه) در «قانون عفاف و حجاب» نقش دارند که اغلب کار عملی خاصی نمی کنند. شاید در پایان هرسال بولتن ها و گزارش‌کارهای بسیاری درباره فعالیت‌هایشان برای گسترش حجاب نیز ارائه دهند اما تاثیر آن را بر جامعه شاهد نیستیم. تنها دستگاهی که در جایگاه خود فعالیتش را به درستی انجام می دهد، نیروی انتظامی است. نیروی انتظامی 21 عنوان کلی در این قانون برایش مقرر شده است که طبق آن می بایست به مبارزه با بدحجابی و بی‌عفافی بپردازد. در راستای همین امر، اقدام به ساماندهی 7 هزار نیروی نامحسوس پلیس امنیت اخلاقی کرده است.

سردار اشتری، فرمانده نیروی انتظامی در  گفت و گوی با اشاره به اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی با 300 مصوبه، 26 دستگاه و ارگان را در موضوع طرح حجاب و عفاف موظف کرده است، گفت: این در حالی است که خیلی از دستگاه‌ها به مصوبات این شورا که بالاترین مرجع قانون‌گذاری کشور است عمل نمی کنند و شاهدیم که غیر از نیروی انتظامی تنها چند دستگاه از ظرفیت ها و امکانات خود در این زمینه استفاده می‌کنند و مابقی به وظایف خود یا عمل نمی کنند یا ناقص عمل می‌کنند.

نیروی انتظامی تنها دستگاه اجرایی است که طبق قانون و بر اساس وظیفه ذاتی اش در حال انجام مقررات است. جالب اینکه به تنها جایی هم که تاخته می شود، همین نیروی انتظامی است که در حال فعالیت در این عرصه می باشد. 25 دستگاه قانون‌گذاری و اجرایی دیگر -اگر فعالیت هایشان نمایشی یا ضدحجاب نباشد- در بهترین حالت، فعالیتی ندارند. حجاب و عفاف با وجود بیش از 25 متولی، هنوز صاحب ندارد. به این معنی که هیچکس کم کاری های موجود در این زمینه را نمی پذیرد و مدام توپ را در زمین یکدیگر می اندازند.

حجت الاسلام احمد سالک، رییس کمیسیون فرهنگی مجلس، با تقدیر از نیروهای‌ انتظامی در اجرای وظایف محوله به آنها گفت: با کمال تاسف علی‌رغم اقدامات خوب نیروی انتظامی در راستای اقدام در جهت وظایف محوله، سایر دستگاه‌های مسئول به شدت در اجرای قانون ضعیف عمل می‌کنند.

او افزود: با کم‌کاری سایر نهادها و دستگاه‌های مسئول در امر امنیت اجتماعی، بار اجرایی کردن این قانون به دوش نیروی انتظامی می‌افتد و وقتی ناجا برای اجرای قانون وارد عمل می‌شود، همه شروع به اعتراض می‌کنند.

مک دونالدی شدن حجاب

جرج ریتزر، جامعه شناس شهیر معاصر معتقد است که جامعه کنونی ما به سمت «مک‌دونالدی‌شدن» پیش می رود. کارآیی یا گزینش وسیله‌ای سهل‌الوصول برای رسیدن به هدف (بدون توجه به پیامدهای اجتماعی آن)، محاسبه پذیری یا به‌کمیت درآوردن و گرایش به فعالیت‌های بیشتر و بزرگتر، پیش‌بینی‌پذیری کردن و عدم خلاقیت از عوامل تشکیل دهنده‌ی این نظریه هستند. رستوران های مک‌دونالد با استفاده از این سه عامل توانستند فعالیت های خود را سامان دهند و روز به روز قوی تر از گذشته به سود برسند.

مک دونالدی شدن حجاب در میان دستگاه های فرهنگی، یکی از عوامل خطرناک در حال رشد است. «هدف وسیله را توجیه می کند» از کلیدواژه های اساسی در بحث عفاف است. نهادهای فرهنگی با نمایش فعالیت های آشکار قصد دارند از خود چهره ای مخالف بی‌حجابی بسازند. فعالیت های کم‌تاثیر اما گسترده و به قولی «توی چشم» انجام می دهند. نشریات گلاسه چاپ می کنند و از همه بدتر با فونت بزرگ می نویسند «حجاب محدودیت نیست، مصونیت است» و در ادامه هیچ تعریف و توضیح قانع کننده ای برای این جمله کلیشه ای بیان نمی کنند. کلیشه بدترین اتفاقی است که می تواند برای یک رویداد فرهنگی بیفتد. مسئله ای که کلیشه ای شود، خلاقیت برای ارائه و تبیین آن از بین برود، محکوم به شکست است.

از سوی دیگر فعالیت های بزرگتر، جذابیت بیشتری برای متولیان فرهنگی دارد. آنها دوست دارند همایش های پر سر و صدا برگزار کنند و افراد بیشتری را تحت پوشش قرار دهند. وقتی 1000 نفر در همایش «حجاب و عفاف» شرکت می کنند، احساس بهتری بهشان دست می دهد و احتمال می دهند که تاثیر عمیق تری هم گذاشتند. مسئولان فرهنگی به‌کمیت درآوردن مسائل این حوزه‌ را سرلوحه کارشان قرار دادند و اصرار دارند همه چیز را با عدد و تعداد بگویند. ذهن ریاضیاتی که میان مسئولان انسانی‌ترین مراکز کشور جاری است، نگاهی الگوریتمی را شکل داده که در جان فرهنگ می‌تَنَد. پیش‌بینی پذیری، رویداد دیگری است که به مک دونالدی شدن فرهنگ کمک می کند. نگاه پیوسته داشتن به مسائل و انتظار تاثیر آنی، یکی دیگر از مسائل در این حوزه به شمار می رود که گریبانگیر مراکز و دستگاه های مرتبط با حجاب شده است.

وزارت ارشاد فعال نیست

حجاب و عفاف، معلول اتفاقات دیگری است که در بطن جامعه و در پوشیده ترین نقاط شهر می گذرد. مال حرام، رشوه، فساد، دروغ، ریا، فردگرایی، تهاجم فرهنگی گسترده، بی قانونی و بیماری های روانی، نوع ساختمان سازی، اعتماد به نفس عمومی، شکل و شیوه تفریح و ده ها مسائل دیگر منتج به عاملی به نام بی حجابی و بی عفافی می شود. این مسائل قابل طرح هستند و می بایست در راستای حل و فصل آنها گام برداشت. در جامعه شناسی برای حل یک معضل، نمی توان منتظر ایجاد یک فضای کاملا مهیا و تغییر همه‌ی ساختارهای مورد نیاز باشیم. باید در عین حال که به رفع آن معضلات و مشکلات اقدام می کنیم، در راستای رفع مسائل دیگر هم پیش رویم.

حضور نیروی انتظامی در بحث حجاب و به صورت اعم در فرهنگ مثل نمک در طعام است. طعمش حس می شود، غذا را تا حدودی ضدعفونی می کند و برای سلامتی لازم است اما اگر زیاد شود غذا را شور و نخوردنی می کند. همانطور که هیچکس به غذای بدون نمک و بی‌مزه میل ندارد. امنیت فرهنگی و حضور نیروی انتظامی به عنوان یکی از 25 دستگاه اجرایی در بحث حجاب، لازم و ضروری است اما این که فقط حضور نیروی انتظامی در این مقوله حس می شود، ضعف سایر دستگاه هاست. از سوی دیگر نیروی انتظامی ذاتاً جذابیت هایی دارد که باعث می شود حتی پلیس نامحسوسش بیشتر از همایش های محسوس دیگران دیده شود اما این دلیلی بر ناکارآمدی بقیه ی نهادها و دستگاه های متولی در این امر نیست؟

نیروی انتظامی با فعالیت ها، مانورها و حضور گسترده ای که در این زمینه داشته، فقط به وظایفش عمل کرده است؛ روزی را تصور کنید که وزارت ارشاد نیز به اندازه این دستگاه به وظایفش فعالیت کند. نظارت بر مجوزهای صادر شده اش را بیشتر کند، حفظ حریم ها را گسترش دهد، آموزش در این زمینه را عمق ببخشد و فعالیت های مصوبش را به انجام رساند. آن وقت شاید وضعیت حجاب و عفاف بهتر از قبل شود. باید به جای درخواست کم شدن فعالیت های نیروی انتظامی، از بقیه ی نهادها بخواهیم به وظایفشان عمل کنند. نیروی انتظامی همان جایی ایستاده که باید باشد. نقش خود را هم به خوبی ایفا می کند. وقتی که یک دستگاه اجرایی کارش را درست انجام می دهد، چرا باید جلویش را بگیریم؟




      
<   <<   11   12   13   14   15   >>   >


پیامهای عمومی ارسال شده

+ اگر من ...